تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٤١ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
ميكند كه
تشويه النار فتقلس شفته العليا حتى تبلغ وسط راسه و تسترخى شفته السفلى حتى تبلغ سرته
يعنى بريان سازد و زشت گرداند روى كافران را آتش دوزخ پس برجهد لب زبرين او تا بميان سرش و فرو افتد لب زيرين او تا برسد بنافش و در موضح آورده كه مسافت ميان شفتين او چهل ذراع بود پس حق تعالى بر سبيل تذكير بايشان گويد بزبان فرشتگان أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي آيا نبود آيات من يعنى قرآن كه در دنيا است تُتْلى عَلَيْكُمْ خوانده ميشد بر شما يا حجج و بينات و ادله بر شما مىخواندند فَكُنْتُمْ بِها پس بوديد كه بدان تُكَذِّبُونَ تكذيب ميكرديد و بجهت اين مستحق اينعقوبت شديد قالُوا رَبَّنا گويند اى پروردگار ما غَلَبَتْ عَلَيْنا غالب شد بر ما شِقْوَتُنا بدبختى ما يعنى بر ما غلبه شد و بسيار گشت گناهان كه موجب شقاوة ابدى و سوء عاقبت ما است وَ كُنَّا قَوْماً و بوديم ما گروهى ضالِّينَ گمراهان از طريق حق شقاوت مضرتيست كه در عاقبت به اين كس رسد و سعادت منفعتى است كه در آخر كار لاحق شود و تسميه معصيت بشقاوت جهت آنست كه عاقبت آن دوزخ و عقابست از قبيل تسميه شيئى باسم ما يؤل پس از روى تضرع و زارى گويند رَبَّنا أَخْرِجْنا اى آفريدگار ما بيرون آور ما را مِنْها از اتش دوزخ و بدنيا رجوع كن تا تدارك حال و تلافى كار خود كنيم فَإِنْ عُدْنا پس اگر بازگرديم بكفر و تكذيب در دنيا فَإِنَّا ظالِمُونَ پس بدرستى كه ستمكاران باشيم بر نفس خود و از حسن منقولست كه اين آخر كلام دوزخيان باشد و بعد از اين بر سخن كردن تمكين داده نشوند قالَ گويد خدا بايشان بر طريق اذلال و اهانت و اظهار غضب و سخط بر ايشان كه اخْسَؤُا فِيها خواموش باشيد و دور شويد بر وجه هوان و خوارى و فرورويد بدوزخ كه اينجا مقام سؤال نيست و اين ماخوذ است از (خسأت الكلب اذا زجرته فخسأ بنفسه) يعنى مانند سگان كه مردمان ايشان را از نزد خود ميرانند كه از من دور شويد وَ لا تُكَلِّمُونِ و سخن مگوييد با من در هيچ باب يا در باب رفع عذاب و خروج از آتش كه شما را هرگز از اين عذاب بيرون نيارم و عقاب از شما بر ندارم پس از ايشان بغير شهيق و زفير و عواى كلاب سخنى صادر نشود و در كشاف از ابن عباس نقل ميكند كه كفار شش نوبت دعا كنند و استغاثه نمايند اول وقتى كه در دوزخ درآيند هزار سال قايل اينقول باشند كه ربنا ابصرنا و سمعنا فاخرجنا پس جواب داده شوند باين كه حق القول منى الخ بعد از آن هزار سال ديگر بگويند كه رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ پس در جواب ايشان گويند كه ذلكم بانه اذا دعى اللَّه