تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٥ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٨٠ تا ١٨٩
جنس است تا صحيح باشد با وقوع مضاف بآن كه فاعل ساء است و مخصوص بذمست تقدير اينكه ساء مطر المنذرين مطهرهم إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در عذاب اهل مؤتفكه لَآيَةً نشانهايست بر عقوبت نافرمانان مر اهل اعتبار را وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ و نبودند بيشترين ايشان مُؤْمِنِينَ گرويدگان چه غير از دو دختر لوط بقول اصح و يا دو دختر و دو داماد وى بقول ديگر بحضرت لوط (ع) نگرويده بودند وَ إِنَّ رَبَّكَ و بدرستى كه آفريدگار تو لَهُوَ الْعَزِيزُ هر آينه او است عزيز و ارجمند كه هيچكس او را در انتقام از كفار ذليل نتواند ساخت الرَّحِيمُ مهربان كه قبل از تنبيه و ارشاد عذاب نكند و يا اهل ايمان را شريك كافران نسازد در عذاب و عقاب كَذَّبَ تكذيب نمودند أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ يارانى كه پيغمبران را يعنى شعيب را با انبياى سابق بدروغ داشتند و ايكه بيشه بود بقرب مدين و در آن بيشه اشجار و اثمار بسيار بود و دمياطى آورده كه اصحاب ايكه قوم جذام بودند و چهار ديه قريه داشتند شغب و بدا و غرور و فالس و گويند شجر ايشان دوم بود كه آن مقل است حاصل كه حقتعالى شعيب را با اهل ايكه فرستاد هم چنان كه بمدين فرستاده بود كما قال وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً و وى در نسب نسبة باهل ايكه اجنبى بود و لهذا حقتعالى نسبت اخوت ايشان باو نداد هم چنان كه بانبياى سابق نسبت داده بود و فرمود كه إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ ياد كن چون گفت مر ايشان را شعيب كه اى قوم أَ لا تَتَّقُونَ آيا نميترسيد از عذاب الهى كه بدو شرك ميآوريد إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را رَسُولٌ فرستادهام أَمِينٌ با امانت كه جز اصلاح حال شما و هدايت شما نميخواهم فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بپرهيزيد از كفر و تكذيب و بترسيد از عقوبت الى وَ أَطِيعُونِ و فرمان بريد مرا در ترك مناهى
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ و نميخواهم شما را بر تبليغ وحى و ارشاد مِنْ أَجْرٍ پاداشى إِنْ أَجْرِيَ نيست جزاى من بر اين إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ مگر بر آفريدگار عالميان و بدانكه دعوت پيغمبران بجهت آن بر يك لفظ و معنى آمده كه ايشان همه بيكچيز دعوت ميكردند از دين خدا توحيد و عدل و امر بمعروف و نهى از منكر و اتقا از خدا و اجتناب از معاصى او و اطاعت او سبحانه و رسول و اخلاص عبادت و امتناع از طمع اجرت بر دعوت و اداى رسالات و اتصاف ايشان بصفت امانت بعد از آن شعيب (ع) ايشان را گفت كه أَوْفُوا الْكَيْلَ و تمام بهپيمائيد پيمانه را وَ لا تَكُونُوا و مباشيد مِنَ الْمُخْسِرِينَ از كاهندگان و كمپيمانيدگان