تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٥ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
هم چنان كه مردان را امر كرد كه چشم خود نگاه دارند از ديدن زنان نامحرم زنان را نيز امر فرموده كه حفظ چشم خود كنند از ديدن نامحرم وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ و نگاهدارند فرجهاى خود را از زنا يا بپوشند آن را از ناظر محترم تقديم غض بر حفظ در هر دو موضع جهت آن است كه نظر مفضى بزناست وَ لا يُبْدِينَ و ظاهر نسازند زِينَتَهُنَ آرايش خود را از پيرايهها و جامهاى رنگين و غير آن چه جاى آنكه مواضع آن را بنمايند إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها مگر آن چه ظاهر شده از آن زينت بوقت قيام نمودن بحوايج چون خاتم و اطراف ثياب و كحل در عين و خضاب در كف چه اخفاى اين موجب حرج است و گويند مراد بزينت مواقع آن است بر حذف مضاف و يا ماء موصوله اعم از محاسن خلقيه و تزيينيه است و بنا بر اينوجه مستثنى وجه است و كفين و اظهر بلكه اصح آن است كه اين در حالت صلوتست نه در نظر زيرا كه همه بدن حره عورتست و مر غير زوج و محرم را جايز نيست نظر كردن بشيئى از آن مگر بجهت ضرورت چون معالجه و تحمل شهادت و در مجمع البيان آورده كه مراد بقوله وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها آنست كه ظاهر نكنند مواضع زينت را از براى غير محرم و هر كه در حكم آنست چون اطفال غير مميز و غير آن و مراد نفس زينت نيست زيرا نه رؤيت زينت حرام نيست بلكه موضع زينت است و بعضى بر آنند كه زينت بر دو قسمت ظاهره و باطنه ظاهره واجب نيست ستر آن و حرام نيست نظر بآن لقوله إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها و در اين سه قول است يكى آنكه ظاهره ثيابست و باطنه خلخال و قرط و سوار و اينقول ابن مسعود است دوم آنكه ظاهره كحل است و خاتم و هر دو خد و خضاب كفين و اين از ابن عباس روايتست و سوار و كحل و خاتم نزد قتاده سوم آنكه وجه است و كفان نزد ضحاك و عطا و وجه و بنان نزد حسن و در تفسير على بن ابراهيم آمده كه زينت ظاهر كفان است و اصابع و صاحب كنز العرفان نيز بر آن است كه مراد مواقع زينتست بر حذف مضاف نه نفس زينت زيرا كه نظر در حلى و اصباغ و ثياب جايز است و نزد بعضى مراد نفس زينت است و اظهر نزد من آن است كه مراد نفس زينت است و نظر در آن حرام است زيرا كه نظر بآن وسيله نظر است بمواضع ان و اما آنچه ظاهر باشد حرام نيست بجهة لزوم حرج كه منفى است در دين و مراد بظاهر ثيابست فقط و اين اصح است نزد من بجهة اطباق فقها بر آنكه همه بدن عورتست مكر بر زوج و محارم و بنا بر اين مراد بباطنه خلخالست و سوار و قرط و جميع آنچه مباشر و ملاصق بدنست كه نظر بآن مستلزم نظر است ببدن و اما باقى اقوال در زينت ظاهره كه آن وجه است و كفان يا كحل يا خضاب يا خاتم و قول به اينكه مسامحه و جواز نظر بآن بجهت حاجت است بكشف آن ضعيفست و بحد تحقيق نرسيده پس اگر ضرورت واقع شود بكشف آن و حرج لازم آيد بستر ان اقتصار بايد كرد بهمان نه بالات آن و اگر نه جواز نظر در آن صورت ندارد آوردهاند كه عادت جاهليت آن بود كه القاى مقانع مى كردند بر پشتهاى خود و كشف صدور و ما فوق ان مينمودند حقتعالى زنان مؤمنه را از آن نهى فرمود كه