تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨ - سوره طه(٢٠) آيات ١٣٠ تا ١٣٥
بر ايشان و تكليف ايشان بمتابعت و اطاعت تو با وجود كثرت اموال ايشان و قلة اموال تو از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه چون اين آيه فرود آمد حضرت رسالت (ص) تكيه زده بود درست بنشست و فرمود كه
من لم يتعز بعز اللَّه تقطعت نفسه حشرت على الدنيا و من يتبع بصره ما فى ايدى الناس يطيل حزنه و لا يشفى غيظه و من لم ير للَّه عليه نعمة الا فى مطعمه و مشربه نقص عمله و دنا عذابه
يعنى هر كه بعزت و ارجمندى خداى تعالى متعزز و ارجمند نباشد بلكه خواهد كه در تعزز اعتصام بمخلوق نمايد و غير خداى تعالى را وسيله ارجمندى خود گرداند با حسرت و ندامت از دنيا بيرون رود و هر كه چشم خود را بر نعمتى دارد كه در دستهاى مردمانست و تمناى آن كند هميشه در غم و اندوه باشد و علت غيظ و خشم او را شفائى نرسد و هر كه مرئى نشود نعمتى كه حقتعالى باو عطا فرموده باشد مگر در حال خوردن و آشاميدن خودش ناقص باشد در كردار خود و مشرف بر عذاب و عقاب كه آن زوال نعمت است در دنيا و معذب بعقوبات جحيم و نيران در عقبى و نيز از آن حضرت منقولست كه
لا تنظروا الى من هو فوقكم و انظروا الى من هو اسفل منكم فانه اجدر ان لا تزدروا نعمة اللَّه عليكم
در آن كس منگريد كه در نعمت و حطام دنيا زياده از شما است و در شخصى نظر كنيد كه در نعمت و وسعت رزق كمتر از شما است چه اين احرى و اوليست بآنكه حقير ندانيد نعمت خدا را بر خود و بشكر گذارى آن قيام نمائيد مرويست كه عروة بن زبير هر گاه كه اسباب تجمل و خدم و حشم سلاطين را ميديد اين آيه را تلاوت مينمود وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ و روزى دادن پروردگار تو تو را روز بروز كه بر وجه حلالست يا آنچه روزى داده تو را از نبوت و هدايت و آنچه مدخر است براى تو در آخرت از مزيت درجه و تقرب بر جميع انبيا و ساير امت خَيْرٌ بهتر است از مالهاى فانى بى اعتبار ايشان كه از آن متنعماند چه آن مشوبست بحرمت زيرا كه اكثر آن از وجه غير شرع بايشان رسيده چون ربا و سرقه و غصب و لهذا اطلاق اسم رزق بر آن نميتوان كرد زيرا كه رزق مخصوص است در اموال مباحه وَ أَبْقى و پايندهتر از آنچه بقاى مال حلال و بركة آن بيشتر است از بقاى مال حرام يا خيريت و بقاى آن اعتبار آنست كه اموال دنيويه در معرض انقطاع و فنا است و نعم اخرويه متصف بتأييد و بقادر كشف الاسرار آورده كه زهره در اصل لغت بمعنى شكوفه است پس حق سبحانه مال دينى را شكوفه خوانده زيرا كه ترى و تازگى و بقاى او دو سه روزى پيش نباشد