تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٣ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٦٠ تا ٦٩
وجه تعجب مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا كيست كه كرده است اين عمل را بخدايان ما يعنى كه ايشان را باين طريق درهم شكسته إِنَّهُ بدرستى كه او لَمِنَ الظَّالِمِينَ هر آينه از ستمكارانست بر الهه ما چه آنها سزاوار آنند كه تعظيم و تكريم ايشان را بجا آرند و بپرستش آنها قيام نمايند او اهانت ايشان كرده و اين عمل شنيع بايشان كرده يا از ظالمانست بر نفس خود كه بدين عمل خود را در ورطه هلاكت افكنده و مىتواند بود كه من موصوله باشد و معنى اينكه هر كه اين عمل بالهه ما كرده بدرستى كه او از ظالمان است پس نمرود كسان خود را بتفحص و تجسس اينكس برگماشت آن كس كه كلمات تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ از ابراهيم (ع) شنيده بود آن را بديگرى گفت و زبان بزبان بگماشتگان نمرود رسانيدند و ايشان نزد نمرود آمده
قالُوا گفتند كه از قومى شنيديم كه ميگفتند سَمِعْنا فَتًى شنيديم بواسطه از جوانى كه ببدى يَذْكُرُهُمْ ياد همى كرد بتان را يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ ميگفتند مرا او را ابراهيم (ع) يعنى نام او ابراهيم است و نزد غير مجاهد و قتاده آنست كه ابراهيم (ع) اين سخن را در ميان جمعى گفت و ايشان نيز بنمرود رسانيدند كه شكننده الهه ابراهيم نامست و گويند هيچكس كلمات تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ از ابراهيم (ع) نشنيده بود و ليكن عيوب الهه را از او شنيده بودند و بجهت اين گفتند كه ابراهيم نام الهه ما را ببدى نام ميبرد شايد كه اين عمل او باشد و بدانكه يذكر مفعول ثانى يسمع است و يا صفت فتى و مصحح اينكه سمع باو متعلق باشد و اين ابلغ است در نسبت ذكر باو و ابراهيم خبر مبتداء محذوف است اى هو ابراهيم (ع) يا مرفوع باشد به يقال زيرا كه مراد بقول اسم است و چون نمرود و امراى او اينسخن را از قوم بشنيدند قالُوا گفتند بايشان كه فَأْتُوا بِهِ پس بياوريد او را عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ در حالتى كه بر چشمهاى مردمان باشد يعنى چنان كنيد كه ممكن باشد همه مردمان صورت او را بهبينند و معنى استعلا كه از على فهم ميشود بر طريق تشبيه و تمثيل است يعنى ثابت و متمكن شود و صورت او در چشمهاى مردمان همچون تمكن و ثبات راكب بر مركوب لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ شايد كه گواهى دهند كه اينست كه بتان را نكوهش كرده يا اين عمل كرده يا حاضر شوند نزد عقوبت كردن ما او را تا از آن عبرت گيرند پس ابراهيم (ع) را گرفته نزد نمرود بردند قالُوا گفتند باو كه أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا آيا تو كرده اين را كه ميبينيم از قطع و كسر بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ بخدايان ما اى ابراهيم قالَ گفت ابراهيم (ع) كه من نكردم بَلْ فَعَلَهُ بلكه كرده است اين عمل را كَبِيرُهُمْ بزرك ايشان كه آن بت است بجهت خشم بر ايشان كه با وجود