تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٣ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٧٠ تا ٧٩
قَوْمَ سَوْءٍ گروه بد و اهل شر چه كفر سر همه بديها است فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ پس غرق گردانيديم همه ايشان را از صغار و كبار و ذكور و اناث بجهت اجتماع اين دو امر كه تكذيب حق بود و انهاك ايشان در شر و تفصيل قصه نوح قبل از اين مرقوم گشته وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ و ياد كن قصه داود و پسر او سليمان عليهم السلام را و يا معنى آنست كه داديم حكم و علم بداود و سليمان و إِذْ يَحْكُمانِ وقتى كه حكم كردند فِي الْحَرْثِ در كشت يا در تاك انگور كه خوشهاى ان آويخته بود و بزمين نزديك رسيده مانند زرع و اين قول ابن عباس است إِذْ نَفَشَتْ بدل ظرف اولست يعنى وقتى كه در شب منتشر شده بودند و چرا كرده بدون راعى فِيهِ در آن كشت يا بوستان غَنَمُ الْقَوْمِ گوسفندان آن قوم وَ كُنَّا و بوديم ما لِحُكْمِهِمْ مر حكم حاكمين و متحاكمين شاهِدِينَ دانايان يعنى دانستيم كه داود و سليمان بر مدعى كه صاحب زرع بوده و مدعى عليه كه صاحب غنم بود چه حكم كردند و جمع ضمير در موضع تثنيه باعتبار اضافه حكمست بحاكم و محكوم و حقيقت اين قصه باين طريق بوده كه روزى دو كس بمحكمه داود (ع) آمدند يكى دهقان كه او را ايليا خواندندى و يكى گوسفنددار بود و او را يوحنا خواندندى ايليا گفت يا خليفه اللَّه همسايه من يوحنا بشب رمه خود را مىچرانيد بكشتزار من درآمدهاند و تمام را خورده و بروايت ابن عباس ببستان من رفتهاند و خوشهاى انگور مرا خوردهاند و تلف كردهاند و اين قول از بى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلام نيز مرويست و ابن مسعود نيز بر اينست القصه داود از يوحنا پرسيد كه تو چه مىگويى گفت آرى من در خواب بودم چنين صورتى واقع شده داود فرمود كه حساب كنيد كه بهاى زرع و گوسفندان چند است چون حساب كردند مساوى هم بودند حكم كرد كه گوسفندان خود را بايليا ده تا صاحبى كند و عادت سليمان (ع) بر اين قرار گرفته بود كه چون داود در محكمه نشستى وى بر در محكمه نشستى و هر كه بيرون آمدى مهم وى و حكم پدر استفسار كردى چون ايليا و يوحنا از محكمه بيرون آمدند و مضمون قصه و قضيه را اعلام سليمان كردند بمحكمه درآمد و در آن حين او در سن يازده سالگى بود و با پدر گفت كه اگر حكمى غير از اين بودى اصلح و اوفق بودى داود گفت چه نوع توان كرد سليمان جواب داد كه گوسفندان را تسليم ايليا بايد كرد تا از آن نفع گيرد بشير و روغن و پشم و موى و باغ يا زرع را بيوحنا بايد داد تا غم آن خورده بمرتبه رساند كه اول بود و چون كشت يا انگور بآن درجه در رسد كه بوده تسليم ايليا كند و گوسفندان خود بستاند تا هيچكدام بى بهره نمانند و ديگر آنكه اهل هر صنعتى كه اعلم است بآداب آن پس مناسب