تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٧ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٣٠ تا ٣٩
دونه ابصارهم متلففون تحته باجنحتهم مضروبة بينهم و بين من دونهم حجب العزة و استار القدرة لا يتوهمون ربهم بالتصوير و لا يجرون عليه صفات المصنوعين و لا يجدونه بالاماكن و لا يشيرون اليه بالنظائر
و بعد از وصف كرامت و قرب منزلت ملائكه و مدحت آنها بدين صفات سنيه و سمات مرضيه بجهت وعيد شديد بر اهل شرك و عناد و انذار ايشان بعذاب جحيم در روز ميعاد مىفرمايد كه وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ و هر كه گويد از فرشتگان يا از ساير مخلوقات كه إِنِّي إِلهٌ بدرستى كه من خدايم مِنْ دُونِهِ بجز از خدا فَذلِكَ پس آن قايل را نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ پاداش دهيم او را از دوزخ كَذلِكَ هم چنان كه مدعى ربوبية را پاداش ميدهيم نَجْزِي الظَّالِمِينَ جزا خواهيم داد همه ستمكاران را كه باشراك و كفر ادعاى ربوبيت ستم بر خود ميكنند اگر مراد باين قايل ملك است چنان كه سوق آيه دالست بر آن پس اجراى كلام بر سبيل فرض و تمثيل خواهد بود چه او سبحانه عالمست به اينكه ملائكه از اين قول منزهاند و مبرا و از اينكلمه بزرگ معر او بر هر تقدير غرض از اين تفظيع امر شركست و تعظيم شان توحيد
أَ وَ لَمْ يَرَ آيا نديدند يعنى ندانستند الَّذِينَ كَفَرُوا از آنكه نگرويدهاند أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ آنكه آسمان هم و زمينها كانَتا رَتْقاً بودند بسته و بر هم نهاده رتق مصدر است بمعنى مرتوق يعنى ملتحم و مضموم و يا در كلام مضاف محذوفست اى ذوات رتق مراد آنست كه ان هر دو حقيقة واحده و شيئى واحد بودند فَفَتَقْناهُما پس باز گشاديم آنها را از يكديگر بتنويع و تمييز و يا همه آسمانها يكى بودند ما آن را بتحريكات مختلفه چندين فلك ساختيم و هم چنين همه زمينها يكى بودند ما باختلاف كيفيات و احوال طبقات چندين نوع گردانيديم و يا اينكه سماوات و ارض ملتزق بيكديگر بودند پس آنها را بادخال هوا در ميان آنها از هم جدا گردانيديم و اين قول ابن عباس و حسن و ضحاك و قتاده است و عطا از كعب الاحبار مرويست كه خداى تعالى آسمان و زمين را در وقتى كه آفريد بر هم نهاده بود و فرجه در ميان آنها نبود بادى را فرستاد تا آن را از هم گشود و در زاد المسير آورده كه از زمين شش طبقه اخراج كرديم تا هفت طبقه شد يا آن را شش اقليم گردانيديم و از آسمان نيز شش طبقه بيرون آورديم تا هفت طبقه گشت و اين قول مجاهد و ابو صالح و سديست و گويند آسمان بسته بود و از وى باران نمىآمد و زمين نيز بسته بود و از وى گياه نمىرست پس ما آن را بباران و اين را بگياه گشاده گردانيديم كقوله تعالى وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ و بنا بر اين مراد بسموات سماى دنيا است و جمع آن باعتبار آفاقست يا