تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٦ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٥٠ تا ٥٩
فن نافع است و تبديل خرور بالقا بجهت آنست كه تا مشاكل ما قبل باشد از القائات مذكوره و دلالت كند بر آنكه ايشان چون ديدند آنچه ديدند نتوانستند كه مالك نفس خود شوند و خود را نگه دارند از آنكه بر روى نيفتند و گويا كه ايشان را گرفتند و بر روى انداختند و فاعل اين القا يا ايمان ايشان بود يا آنچه مشاهده كردند از معجزه باهره و يا حقتعالى القاى ايشان فرمود باعطاى لطف و توفيق و از روى صدق قالُوا گفتند كه آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ گرويديم ما به پروردگار عالميان اين بدل اشتمال القى است يا حال باضمار قد يعنى بسجده افتادند در حالتى كه ميگفتند كه ايمان آورديم بآفريدگار عالميان پس بر سبيل ابدال يا عطف بيان توضيح اين قول كردند به اينكه رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ آفريدگار موسى و هارون تا دفع توهم ربوبية فرعون كنند و اشعار نمايند بر آنكه موجب ايمان ايشان آن چيزى بود كه از دستهاى موسى و هارون جارى شد و چون فرعون از ايمان ساحران خبر يافت ايشان را طلبيده قالَ گفت آمَنْتُمْ آيا تصديق كرديد و گرويديد و حفص امنتم ميخواند بر طريق خبر يعنى ايمان آورديد لَهُ مر موسى را قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ پيش از آنكه دستورى دهم مر شما را در ايمان آوردن بوى إِنَّهُ بدرستى كه موسى لَكَبِيرُكُمُ هر آينه بزرگ و مهتر شما است الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ آن كه بياموخت شما را جادويى يعنى بعضى از جادوى خود تعليم شما كرد و بجهت اين بر شما غالب شد و يا آنكه با يكديگر در ساختهايد و اتفاق نموده در هلاك من و فاسد ملك من مراد فرعون باين قول تلبيس امر بود بر قوم خود تا اعتقاد نكنند بآنكه سحره از روى بصيرت و ظهور حق بموسى گرويدند بعد از آن تهديد و وعيد ايشان نمود و گفت چون از عبادت من دست كشيديد و تابع موسى شديد فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ پس زود باشد بدانيد كه چه عقوبت خواهم كرد شما را برگرويدن بخداى موسى آن گه بيان عقوبت كرد كه لَأُقَطِّعَنَ هر آينه ببرم أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ دستهاى شما و پاهاى شما را مِنْ خِلافٍ بخلاف يكديگر يعنى دست راست و پاى چپ و يا بعكس و يا آنكه قطع ايدى و ارجل شما كنم از جهت خلافى كه با من كرديد وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ هر آينه بر دار كنم همه شما را تا آن چنان بميريد و همه مخالفان از آن عبرت بگيرند
قالُوا گفتند جادوان ايمان آورده كه لا ضَيْرَ هيچ ضررى و رنجى نيست بر ما يقال ضاره بضيره ضير او ضره يضره ضرا يعنى از ضرر و تهديد تو و مرگ خود نميترسيم إِنَّا إِلى رَبِّنا بدرستى كه ما بثواب پروردگار خود مُنْقَلِبُونَ بازگرداندگانيم بسبب آنچه