تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٢ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٨٠ تا ٨٩
وَ آباؤُنا و پدران ما هذا اين سخن را مِنْ قَبْلُ پيش از آمدن محمد (ص) يعنى پدران سابق ما را نيز وعده داده بودند از وقوع حشر و نشر إِنْ هذا نيست اينقول إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ مگر افسانه پيشينيان و اكاذيب ايشان كه در صحايف نوشتهاند و گذاشته و هيچ حقيقتى ندارد اساطير جمع اسطوره است چه آن مستعمل است در ما يتلهى به يعنى آنچه بآن مشغول شوند از امر حق مانند اعاجيب و اضاحيك كه جمع اعجوبه و اضحوكه است بمعنى ما يتعجب به و ما يضحك به و گويند كه آن جمع اسطار است كه جمع سطر است بعد از آن بر منكران بعث احتجاج ميآورد در باب وقوع حشر و بعث و ميگويد قُلْ بگو اى محمد (ص) مر اين منكران را كه بگوئيد لِمَنِ الْأَرْضُ مركز است زمين وَ مَنْ فِيها و آنكه در ويست از مخلوقات يعنى جواب دهيد كه مالك و خالق زمين و اهل زمين كيست إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه ميدانيد يعنى اگر از اهل عمليد نه اصحاب جهل يا اگر علم بآن داريد پس بآن خبر دهيد اين استهانة است بايشان و تقرير فرط جهالت ايشان بر وجهى كه اين امر جلى و واضح را نميدانند و الزام ايشان بآنچه ممكن نيست كه بويى از علم داشته باشند انكار آن كند و لهذا قبل از آنكه جواب دهند از جواب ايشان اخبار فرموده و گفته كه سَيَقُولُونَ لِلَّهِ زود باشد كه بگويند در جواب تو كه زمين و آنچه در او است مر خدايراست چه عقل بادنى نظرى ملجا ايشانست باقرار كردن بآنكه حقتعالى خالق و مدبر آنها است پس چون ترا چنين جواب دهند قُلْ بگو بايشان كه أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا پند نميگيريد و در نمييابيد كه كسى كه اولا قادر باشد بر آفريدن زمين ثانيا نيز از ايجاد و اعاده آنها عاجز نخواهد بود چه بدو خلق اهون از اعاده ان نيست بلكه امر بعكس است بعد از آن بجهت زيادتى حجت ميفرمايد كه قُلْ بگو بايشان باو بگو كه مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ كيست آفريدگار آسمانهاى هفتگانه با عظمت و رفعت و شكل عجيب و هيأت غريب وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ و كيست پروردگار عرش بزرگ كه اعظم مخلوقاتست سَيَقُولُونَ لِلَّهِ زود باشد كه گويند آسمانهاى رفيع و عرش وسيع مر خدايراست و رب همه او است نه غير او چون اين جواب بدهند قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ پس بگو آيا پرهيز نميكنيد از عقاب او بر جحود توحيد و قدرت او و اشراك در عبادت او يعنى از عذاب او بترسيد و بعضى مخلوقات را با او شريك مگردانيد و منكر قدرت او مشويد بر بعضى مقدورات او كه آن بعث است و نيز بجهة زيادتى احتجاج