تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦١ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٣٠ تا ٣٩
عبد اللَّه (ع) كه امير المؤمنين عليه السلام بيمار شد اقرباى او بعيادت او رفتند و گفتند كيف تجدك يا امير المؤمنين چگونه مىيابى خود را فرمود بشره خود را ملاصق و ملابس شر ميبينم گفتند اين چه كلامست كه گفتن اين از مثل شما بعيد است و بديع فرمود كه
ان اللَّه تعالى يقول وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً الخير الصحة و الغناء الشر المرض و الفقر
از بعضى زهاد روايت كردهاند كه (الشر غلبة الهوى على النفس و الخير العصمة عن المعاصى) آوردهاند كه روزى حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله بجمعى از صناديد قريش بگذشت ابو جهل از آن ميان طرح بى ادبى افكنده بخنده گفت اين شخص بنى بنى عبد مناف است آيه آمد وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا و چون بهبينند تو را آنان كه نگرويدهاند إِنْ يَتَّخِذُونَكَ نگيرند تو را إِلَّا هُزُواً مكر مهزو به يعنى كسى كه باو استهزا كنند مراد آنست كه ايشان باستهزا تو را پيغمبر خوانند و با يكديگر گويند أَ هذَا الَّذِي آيا اين آن كس است كه پيوسته يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ ياد ميكنند خدايان شما را يعنى ببدى و مذمت نام ايشان مىبرد و اطلاق ذكر جهت دلالت حالست چه ذكر عدو نميباشد مگر ببدى كقوله (سمعنا فتن يذكرهم اى يسوئهم) وَ هُمْ و حال آنكه ايشان يعنى آن كافران بِذِكْرِ الرَّحْمنِ بياد كردن خداى بر وجه توحيد يا بارشاد خلق به بعث رسل و انزال كتب يا بقرآن يا بنام رحمن كقولهم (و ما الرحمن لما تامرنا) هُمْ كافِرُونَ ايشانند ناگرويدگان و منكران پس ايشان مستحق استهزا و لايق سخريه باشند نه غير ايشان تكرير ضمير براى تاكيد و تخصيص است و براى حيلوله صله ميان ضمير و خبر خلاصه معنى آنست كه چون كفار جاحد معبودى اند كه منعم و قادر و عالم و خالق و رازق همه است و عابد چيزىاند كه نفع و ضرر آن بر ايشان متصور نيست از اصنام پس سزاوار هزؤ و سخريه ايشان باشد نه اهل ايمان و مرويست از عطا كه نصر بن حارث تعجيل عذاب ميكرد از پيغمبر و از روى انكار و استهزا طلب آن مينمود حق تعالى اراده فرمود كه نهى و زجر او كند از استعجال پس اول بر سبيل توطيه ذم ايشان فرمود بر فرط عجله بقوله خُلِقَ الْإِنْسانُ آفريده شده است آدمى مِنْ عَجَلٍ از شتاب زدهگى و اين از غايت مبالغه است در لزوم عجله يعنى افراط استعجال و قلة تانى او در امور بر وجهى است كه گوييا از شتاب مخلوق شده و بر آن مطبوع گشته كقولك (خلق زيد من الكرم) و از جمله عجله او مبادرت او است بر كفر و استعجال وعيد و بعد از آن نهى و زجر او از آن كرده فرموده كه سَأُرِيكُمْ زود باشد كه بنمايم شما را آياتِي نشانهاى خود را