تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٠ - سوره النور(٢٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
سخط ربانى و رسيدن بدرجات رضاى سبحانى از ابى جعفر (ع) مرويست كه
ان المعنى بالاية امير المؤمنين
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ و هر كه فرمان برد خداى را در فرايض و احكام وَ رَسُولَهُ و فرستاده او را در هر چه فرمايد و از ابن عباس مرويست كه معنى آنست كه هر كه اطاعت خدا كند در فرايض و اطاعت رسول او در سنن وَ يَخْشَ اللَّهَ و بترسد از عذاب خدا بر گناهان گذشته وَ يَتَّقْهِ و بپرهيزد از خشم او و معصيت نكند در زمان آينده و يا بترسد از عقاب او در ترك او امر و ارتكاب نواهى او و بپرهيزد از عذاب او بامتثال او امر و اجتناب نواهى او فَأُولئِكَ پس آن گروه كه متصفند باين صفت و متسم باين سمت هُمُ الْفائِزُونَ ايشانند فوز يافتگان بنعيم مقيم و در كشاف آورده كه يكى از ملوك از علماى زمان خود طلب آيتى كرد كه عمل بدان كافى باشد و محتاج بآيات ديگر نشود ايشان بدين آيه اتفاق كردند چه حصول فوز و فلاح جز بفرمانبردارى و خشية و تقوى مقدور نيست مرويست كه چون پيغمبر (ص) بيان كراهت ايشان كرد بحكم و امر خدا و رسول ايشان انكار آن كردند و بجهت رفع تهمت از خود گفتند (و اللَّه لو امرتنا بالخروج من ديارنا و اموالنا لفعلنا) بخدا سوگند كه اگر ما را امر كنى به بيرون رفتن از منازل و اموال خود ما انقياد امر كرده همه ديار و اموال خود را بگذاريم و فرار بر قرار اختيار نمائيم حقتعالى تكذيب ايشان كرده فرمود وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ و سوگند خوردند منافقان بخدا جَهْدَ أَيْمانِهِمْ سختترين سوگند آن خود اين مفعول فعل محذوفست و تقديرش اينكه يجهدون الايمان جهدا پس حذف فعل شده و مصدر مضاف بمفعول در مقام او واقع گشته كقوله ضرب الرقاب و اين مصدر در حكم حال است كانه قيل جاهدين ايمانهم يعنى سوگند خوردند در حالتى كه جد و جهد نمايندگان بودند در سوگندان خود مراد آنست كه بغلاظ و شداد تمام سوگند ياد كردند كه در طريق فرمانبردارى چنان ثابت قدمند كه بلا شبهه لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ اگر فرمايى ايشان را به بيرون آمدن از ديار و اموال خود و همه آن را واگذاشتن و متوجه جهاد شدن لَيَخْرُجُنَ هر آينه بيرون آيند و لحظه توقف نكنند اين جواب اقسموا است بر سبيل حكايت قُلْ بگو اى محمد (ص) بايشان كه لا تُقْسِمُوا سوگند مخوريد بدروغ طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ خبر مبتداء محذوفست اى المطلوب منكم طاعة معرفة لا يشك فيه و لا يرتاب كطاعة الخلص من المؤمنين الذين طابق باطن امرهم ظاهرهم لا اليمين على الطاعة النفاقية المنكرة يعنى مطلوب از شما فرمان برداريست شناخته و دانسته شده باخلاص و صدق نيت كه اصلا مشوب نباشد بشائبه شك و ريب مانند فرمانبردارى مؤمنان مخلص كه باطن ايشان مطابق ظاهر ايشان است نه سوگند