تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨١ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
چگونه با اهل خود گفت
نعم العون هى على طاعة اللَّه
نيكو ياريست او مرا بر طاعت خدا پس فاطمه را نيز همين پرسيد همان جواب شنيد آن گه على (ع) را گفت كوزه بياور امير المؤمنين (ع) كوزه حاضر كرد رسول (ص) آياتى از قرآن بر آن خواند و باد در آن دميد و على (ع) را گفت باز خور و بقيه رها كن على هم چنان كرد رسول خدا (ص) آن بقيه را بر وى و سينه على ريخت و گفت اذهب اللَّه عنك الرجس
و طهرك تطهيرا
بعد از آن پاره ديگر آب طلبيد و آياتى از قرآن بر آن خواند و فاطمه را گفت بازخور و پاره بگذار و فاطمه (ع) بفرموده او عملكرد رسول آن بقيه را بر روى فاطمه ريخت و گفت
اذهب اللَّه عنك الرجس و طهرك تطهيرا
پس دعاى خير در حق ايشان بجاى آورد و بيرون آمد و گمانكرد كه ايشان بهمين طريقه همه شب با يكديگر خسبيده بودهاند جبرئيل آمد و رسول را از احياى ايشان خبر داد و اين آيه آورد تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ الاية پس روز ديگر رسول (ص) بيامد بنزد ايشان ديد كه هر يك در گوشه نشستهاند دست ايشان بگرفت و بر نمطى كه از خديجه بود نشانيد و فرمود كه بايد با يكديگر در يك جا باشيد و خديجه براى آنكه فاطمه را دوستتر داشته از ديگر دختران حلى و متاعى كه او را بود در حق فاطمه وصيت كرده بود چه او كوچك بود و زينب و رقيه كه دو دختر ديگر او بودند در حيات خود بشوهر داده بود و در مكه رقيه را بعتبة بن ابى لهب و زينت را بابى العاص بن ربيع القصه پيغمبر (ص) شب ديگر بنزد ايشان آمد حسوب ساختند و بيكجا جمع شدند و خوردند و رسول ايشان را بخدا سپرد و بمسجد آمد و همه شب بنماز مشغول بود و ايشان را دعا ميكرد روز سيم قبل از طلوع صبح بدر سراى ايشان آمد و در بزد اسما در باز كرد ايشان در زير عبا بودند خواستند كه برخيزند رسول (ص) گفت
على حالكما
بر حال خود باشيد پس على را گفت يك ساعت بمسجد و امير المؤمنين (ع) امتثال امر آن حضرت نموده تشريف بمسجد برد پيغمبر (ص) فاطمه را گفت شوهر خود را چگونه مييابى گفت
خير بعل
بهترين شوهرى الا آنست كه زنان قريش مرا طعنه ميزنند و ميگويند پدر ترا بمردى درويش داده كه هيچ مالى ندارد رسول (ص) فرمود كه اى فاطمه پدر و شوهرت درويش نيستند چه خداى تعالى همه خزاين و گنجهاى زمين بر من عرض كرد من قبول نكردم و گوشه چشم بر آن نينداختم و اگر آنچه پدرت ميداند بدانى همه دنيا و زينت آن در چشمت حقير و زشت نمايد بدان اى فاطمه كه آنچه اين زنان ميگويند از طريق شفقت نگفتند چه من ترا بمردى دادهام كه باسلام از همه در پيش است و علم او از همه پيش و حلم و زهد و ساير اخلاق سنيه و نعوت مرضيه او زياده از همه است و بدانكه خداى تعالى ترا در آسمان بعلى داد و من ترا در زمين باو دادم و بدان و آگاه باش كه حق تعالى سبحانه بر زمين اطلاع فرمود و دو مرد را از اهل آن برگزيد يكى پدرت و يكى شوهرت شوهر تو نيكو شوهريست بايد كه