تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٩ - سوره النور(٢٤) آيات ٥٠ تا ٥٩
حالتى كه فرمان برندگان و انقياد كنندگانند ملخص معنى آيه آنست كه اگر دانند براى ايشان حكم واقع خواهد شد فرمان برندگانند و برغبت تمام آيندگان بمحكمه نبويه و اگر معلوم كنند كه حكم بر ايشان خواهد بود سر باز زنند و قبول آمدن نكنند پس از روى انكار ميفرمايد كه
فِي قُلُوبِهِمْ آيا در دلهاى ايشان مَرَضٌ بيماريست يعنى كفر و ميل بظلم استفهام براى تقريع و توبيخ است چنان كه يكى از ما بجاهلى گويد كه همانا كه تو جاهلى و ترا علمى نيست در اين كار با آنكه جزم دارد كه جاهل است تا جهل بر او تقرير كند پس اينجا نيز بجهت تقرير كفر آنها فرموده كه أ في قلوبهم مرض أَمِ ارْتابُوا آيا در شك افتادند در باب پيغمبر (ص) و از او تهمتى مشاهده كردند كه بجهت آن اعتقاد و اعتماد و وثوق قول و فعل در ايشان نمانده أَمْ يَخافُونَ يا ميترسند أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ آنكه حيف كند خدا در نزول حكمى و جور نمايد بآن عَلَيْهِمْ بر ايشان وَ رَسُولُهُ و ميل كند رسول او در حكومت از حق بباطل و از عدل بظلم بَلْ اضرابست از دو قسم اخير بجهت تحقيق قسم اول كه كفر ايشان است يعنى نه چنين است كه رسول (ص) محل تهمت باشد يا خدا و رسول او حيف كنند بر كسى بلكه أُولئِكَ آن گروه هُمُ الظَّالِمُونَ ايشانند ستمكاران بر خصوم يا بر نفسهاى خود با باو امتناع از حكم خدا و رسول (ص) وجه تقسيم اقسام ثلثه آنست كه جز اين نيست كه امتناع ايشان يا بجهت خلليست در ايشان يا در حاكم يا در حكم و ثانى يا آنست كه محقق است نزد ايشان يا متوقع است و هر دو باطلاند چه منصب نبوت و فرط امانت آن حضرت (ص) مانع اينست پس اول متعين باشد و ظلم ايشان اعم از آنست كه بجهت خلل عقيده ايشانست و ميل نفوس ايشان بحيف و فضل خودشان بجهت نفى منصب حكم از غير خود خصوصا حكم حضرت رسالت (ص) بجهت حقد و حسد و انكار و جحود و در آيه دلالت است بر اينكه خوف حيف منافى ايمان است و موجب كفر پس قطع بر حيف بطريق اولى كه نافى ايمان باشد و چون عادت اللَّه جاريست بر آنكه ذكر محق نمايد بعد از مبطل و تنبيه بر معروف و بعد از منكر از اين جهت بعد از اين ميفرمايد كه إِنَّما كانَ جز اين نيست كه هست قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ گفتار گرويدگان إِذا دُعُوا چون خوانده شوند إِلَى اللَّهِ بكتاب خدا وَ رَسُولِهِ و پيغمبر او لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ تا حكم كند ميان ايشان بوقت مخاصمات أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا آن گاه گويند شنيديم قول تو را وَ أَطَعْنا و فرمان برداريم امر تو را اگر چه حكم بر ما باشد نه براى ما* بهر چه حكم كنى بر وجود ما حكمى وَ أُولئِكَ پس آن گروه مؤمنان حقيقى كه قايل اين قولند هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران از دركات