تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٩ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٣٠ تا ٣٩
يا از فساد و انحلال تا وقت معلوم و معين بمشيت باهره يا از استراق سمع به شهب ثاقبه كه حفظا من كل شيطان مارد يا محفوظ در هوا بى علاقه و ستون وَ هُمْ و كافران عَنْ آياتِها از نشانهاى آسمان و احوال آن از شمس و قمر و ساير نيرات و مساير و مطالع و مغارب آنها بر حساب قويم و ترتيب عجيب كه دلالت آن بر وجود صانع حكيم و وحدت و كمال قدرت و عدم تناهى علم او در غايت ظهور و نهايت وضوهست مُعْرِضُونَ اعراض كنندگانند و غير متفكر در آن و كدام جهل اعظم از جهل كسى باشد كه اعراض نمايد از تفكر و انديشه ننمايد از تدبر در آن و از غير آن اعتبار نگيرد و باوضاع آن استدلال نكند بر عظم شان كسى كه موجد آنست از كتم عدم و مدبران بر وجه اتم و مودع اشكال غريبه و هيأت عجيبه در آنكه هيچ كس بكنه آن نميتواند رسيد مگر خالق آن عزت قدرته و لطف علمه و حكمته و از جمله آيات بينه كه شاهد است بر علم و قدرت تامة حضرت احديت اينست كه ميفرمايد كه وَ هُوَ الَّذِي و او است آن كسى كه بقدرت كامله مستقله خود خَلَقَ اللَّيْلَ بيافريد شب تيره را تا در آن آرام گيرند وَ النَّهارَ و روز روشن را تا در او بجهت كسب معيشت اشتغال نمايند كه وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و آفريد آفتاب و ماه را كه منور روز و شباند و دانستن اوقات و اجال و حساب منوط بآن كُلٌ همه شمس و قمر فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ در فلك شنا ميكنند يعنى بر سطح فلك ميشتابند چون شتافتن شناور بر سطح آب بدانكه فلك عبارتست از مجرى و مدار آفتاب و ماه و ستارگان و گويند آن موجيست مكفوف كه مجراى كواكبست و لهذا اسناد سباحت بآن شده و تنوين كل عوض مضاف اليه است اى كلها و چون مراد بفلك اسم جنس است كقولك (كساهم الامير حله و قلدهم سيفا اى كل واحد منهم او كساهم و قلدهم هذين الجنسين) پس نسبت سباحة شمس و قمر بفلك كه مفرد است جايز باشد و يسبحون خبر كلست و جمله اسميه حالست از شمس و قمر و انفراد آنها باين جمله بدون ليل و نهار جهت عدم التباس است كقولك (رايت زيدا و هندا مشترحه) و منه قوله تعالى وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً و ضمير يسبحون راجع بشمس و قمر است و ايراد آن بصورت جمع باعتبار مطالع است و واو جمع كه از براى ذوى العقولست بجهت آنست كه سباحت از فعل ذوى العقول است كه مسند است بشمس و قمر كقوله وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ و گويند مراد سباحت شمس و قمر و نجوم است زيرا كه ليل دالست بر نجوم پس بنا بر اين وجه جمعيت يسجون ظاهر باشد و ابن عباس فرموده كه (يسبحون بالخير و الشر و بالشدة و الرخا) پس اين دالست بر آنكه حركات