تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٢ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
در چاهى افكندند و ابر سياهى بر ايشان سايه افكند و از آن صاعقه بيرون آمده همه را بسوخت يا اهل بئر معطله بودند چنان كه قصه ايشان گذشت يا اصحاب حنظلة بن صفواناند و چون تكذيب نبى خود كردند حقتعالى ايشان را مبتلا نمود بمرغى دراز گردن كه اجنحه او بهمه الوان ملون بود بجهة طول عنق او را عنقا گفتندى و بر كوهى كه آن را دمخ يا فيج گفتندى مقام داشت بيامدى و كودكان و مواشى خورد ايشان را در ربودى و فرو بردى و بدين جهت او را مغرب لقب كرده بودند يعنى فرو برنده و ناپديد كننده روزى دخترى كه نزديك ببلوغ بود از ميان ايشان بربود و ايشان شكايت آن مرغ پيش پيغمبر خود آوردند و شرط كردند كه اگر شر او مكفى گردد ايمان آرند پيغمبر دست بدعا برداشت و گفت
اللهم خذها و اقطع نسلها
بار خدايا او را بگير و نسلش را قطع كن دعاى پيغمبر بعز اجابت رسيده آن مرغ غايب شد و ديگر از او خبر و اثر نيامد و جز نام او چيزى نماند و در چيزهاى ناياب بدو مثل ميزنند كما قيل
|
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا |
و ز هر دو نام ماند چه عنقا و كيمياء |
|