تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٤ - سوره الحج(٢٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
نزديك ايشان وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ بترسد دلهاى ايشان از هيبت اشراق اشعه جلال ربانى و طلوع انوار عظمت سبحانى و يا هر گاه كه ترسيده شوند بعذاب و عقاب الهى دلهاى ايشان خايف و هراسان شود وَ الصَّابِرِينَ و ديگر مژده ده صبر كنندگان را عَلى ما أَصابَهُمْ بر آنچه رسيده بايشان و ميرسد از تكاليف و محن و بلوى وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ و بپاى دارندگان نماز را و ادا كنندگان در اوقات خود هم چنان كه مامور شدهاند بآن وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ و از آنچه روزى دادهايم ايشان را يُنْفِقُونَ نفقه ميكنند در وجوه خير يعنى صرف آن مينمايند در مصارف واجبه و مندوبه از ابن عباس مرويست كه منهم على و سلمان يعنى على و سلمان از جمله اهل اخباتند و از صالحان و اقامت نمايندگان نماز و منفقان و باز سر رشته سخن را بذكر ذبايح و بيان آن كشيده ميفرمايد كه وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ بدن جمع بدنه است چون خشب و خشبه و اصل آن ضمست و لهذا بآن قراءة نمودهاند و بدنه بمعنى ابل تنآور و ضخيمست و تسميه آن ببدنه بجهت عظم بدن آنست و حديث حضرت رسالت (ص) البدنة عن سبعة و البقرة عن سبعة كه دالست بر الحاق بقره در حكم ابل موجب مشاركت اسم بدنه نيست بابل و بقره هم چنان كه ابو حنيفه بر آن رفته چه شيئى كه ملحق بشيئى ديگر باشد مستلزم آن نيست كه اطلاق اسم ثانى بر آن كنند و نصب آن بما اضمر عامله على شريطة التفسير است اى جعلنا البدن جعلناها لكم و من براى تبعيض است و جار و مجرور متعلق بفعل محذوف كه فعل اول دالست بر آن اى و جعلناها لكم و جعلناها بعض شعائر اللَّه و اضافه شعائر باسم خود بجهت تعظيم آنست پس معنى آنست كه شتران تنآور و بزرك را گردانيدهايم آنها را يعنى معين ساختهايم براى شما و مقرر گردانيدهايم آن را كه بعضى از نشانهاى دين خدا باشد و از اعلام و مناسك حج خانه وى كه آن اشعار و تقليد و اطعام آنها است لَكُمْ فِيها مر شما را در آنها خَيْرٌ نيكويى بسيار است از ظهر و بطن آن و اطلاق خير بر مال شايعست در كلام مرويست كه شخصى از متاع دنيا نه دينار داشت بآن شترى خريد او را از علت اين سؤال كردند گفت بجهت آنكه حقتعالى فرموده لَكُمْ فِيها خَيْرٌ و ذكر خيرية آن در اينمقام بجهت آنست كه در معنى تعليل است مر نحرية آن را از شعاير دين او سبحانه و حقيقت معنى آنست كه چون بدن كثير النفع و الخيرند و شدت محبت ايشان بآنها در نهايت مرتبه است پس نحر آنها از دلايل قويه است بر قوت دين و شدت تعظيم امر او سبحانه و عظم اعلام شريعت و اكثر مفسران بر آنند كه مراد بخير منافع دينيه و دنيويه است و تنوين تنكير كه از براى تعظيمست مشعر است بر اين و لهذا بعضى