تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٥ - سوره الحج(٢٢) آيات ٦٠ تا ٦٩
متعدى كه در عقوبت از اقتصاص تجاوز نمود إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا لَعَفُوٌّ هر آينه عفو كننده است غَفُورٌ آمرزنده مر منتقمرا كه در حرم مقاتله نموده و چون غرض او از آن مقابله اهل شركست در قصاص نه در زياده بر آن و ابن مجوز است شرعا در حرم و ذكر عفو و غفور با وجود عدم ذنوب در اين مقام جهت مبالغه است در ترك مقاتله در حرم و فرط ملاحظه حرمت آن بر وجهى كه گوييا اقتصاص نيز حرام است در حرام و نزد بعضى معنى آنست كه هر مسلمانى كه عقوبت كند مشركان را در مكه بعد از آنكه با او در مقام ايذا و قتال در آمده باشند و باز ايشان بر او ستم كنند باخراج او از زمين حرم حق تعالى او را بر ايشان مظفر گرداند در روز فتح مكه و در موضع آورده كه آيه در بيان حكم جراحاتست مطلقا يعنى هر كه شخصى را مجروح سازد و وى را مقابل آن جارح خود را مجروح گرداند و ديگر باره آن شخص بر مجروح اول اعاده جرح كند حق تعالى شخص ثانى را نصرت دهد بر اول يا آنكه مراد مطلق ظلم باشد يعنى اگر كسى ظلم كند و مظلوم دست يافته ظالم خود را عقوبت كند و باز اين ظالم بر اين مظلوم كه جزاى او داده باشد در عقوبت دست يابد خدا نصرت اين مظلوم دهد بر او و خداى درگذرنده و آمرزنده منتصر است كه تابع هواى خود شده در انتقام و اعراض نموده از آنچه حقتعالى بر او مندوب گردانيده در كريمه وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ در اين تعريض است بر حث بر عفو و مغفرت چه هر گاه حق تعالى با آنكه در نهايت اقتدار و كمال قدرتست عفو كند و از سر گناه درگذرد پس غير او اولى خواهد بود باين و تنبيه است بر آنكه او سبحانه قادر است بر عقوبت چه موصوف بعفو نميشود مگر كسى كه قادر باشد بر ضدان و در كشاف آورده كه ذكر عفو و غفور در اين موضع جهت آنست كه معاقب مبعوث است و مامور از جانب حقتعالى بر اخلال عقاب و عفو از جانى بر طريق تنزيه نه تحريم و مستوجب مدحست نزد او سبحانه اگر اختيار اين مندوب اليه كند و در طريق تنزيه سلوك نمايد و چون ايثار عفو نكرد بلكه در صدد انتصار و عقاب درآمد و نظر نكرد در كريمه فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ بس حقتعالى عفو و غفور است كه ملامت نكند او را بر ترك اين مندوب و مع ذلك ضامن نصرت او است در كرت ثانيه بانتقام او از باغى و ظاهر آيه دليلست بر آنكه مراد مطلق جراحات و مظالمست ذلِكَ آن نصر خداى مظلوم را بِأَنَّ اللَّهَ بسبب آنست كه حق تعالى قادر مطلقست بر آنكه بعضى امور را بر بعضى غالب گرداند و عادت او جاريست بر مداولة ميان اشياى متعانده و از آن جمله اينست كه يُولِجُ اللَّيْلَ در ميآرد شب را فِي النَّهارِ در روز باين وجه كه ساعت