تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦ - سوره طه(٢٠) آيات ١١٠ تا ١١٩
آيه آنست كه حكم مكن بچيزى مگر بعد از انزال قرآن وَ قُلْ رَبِ و بگو اى پروردگار من زِدْنِي عِلْماً بيفزاى مرا دانش باحكام شرع يعنى مرا علمى بعد از علمى كرامت فرماى يا زياده كن دانش مرا بقرآن و معانى آن يعنى بنزول آيتى و سوره بعد از آيتى و سوره يا تبيين معنى آن كن و يا افزون كن علم مرا بقصص انبيا و بمنازل ايشان و يا زياده كن حفظ مرا تا فراموش نكنم آنچه بمن وحى ميكنى مراد آنست كه بدل استعجال در قرائت سؤال زيادتى علم كن چه آنچه بتو وحى كرده خواهد شد البته بتو خواهد رسيد و در قيد حفظ تو در خواهد آمد از عايشه مرويست كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله فرمود
اذا اتى على يوم لا ازداد فيه علما يقربنى الى اللَّه فلا بارك اللَّه لى فى طلوع شمسه
يعنى روزى اگر بر من بگذرد كه زياده نشده باشد مرا در آن علمى كه نزديك گرداند مرا بخداى بركت مكناد خدا مرا در طالع شدن آفتاب آن روز يعنى آن روز بر من ميمون مباد در لطايف قشيرى مذكور است كه موسى على نبينا و عليه السلم زيادتى علم طلبيد حق تعالى حواله او را بخضر كرد و بى طلب پيغمبر ما را صلى اللَّه عليه و آله دعاى زيادتى طلب علم بياموخت و حواله بغير خود نكرد تا معلوم شود كه آنكه در مكتب ادب ادبنى ربى سبق قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً خوانده باشد هر آينه در درس علمك ما لم تكن تعلم نكته فعلمت خير الاولين و الاخرين بگوش و هوش مستفيدان حقايق اشياء تواند رساند وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ و بدرستى كه ما عهد كرديم بسوى آدم صفى على نبينا و عليه السلم مِنْ قَبْلُ پيش از اين زمان عهد بمعنى امر است يقال تقدم الملك اليه و او عز اليه و عزم عليه و عهد اليه اذا امره يعنى امر كرديم او را كه گرد شجره منهيه نگردد و از آن نخورد و لام جواب قسم محذوفست و اين جمله قسميه معطوفست بر آيه وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ و حقيقت معنى آنكه بتصريف آيات قرآنى متذكر شويد و مثل آدم مباشيد كه ما عهد كرديم و امر نموديم او را بآنكه شجره منهيه را تناول مكن فَنَسِيَ پس فراموش كرد آن امر را و شجره منهيه را اكل كرد وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ و نيافتيم مر او را عَزْماً عزيمتى در التزام امر و ثباتى در آن و ميتواند بود كه اينجمله معطوف باشد بر و لا تعجل بالقرآن يعنى تعجيل مكن در تلاوت قرآن قبل از اتمام آن بجهت خوف نسيان آن و لكن توكل كن بر خدا و طلب توفيق نما از او در حفظ آن چه با آدم كه پدر تست عهد كرديم باو و فراموش كرد آن را و حفظ آن ننمود پس سؤال توفيق كن از ما در حفظ آن تا مانند او آن را فراموش نكنى و نزد بعضى ديگر اين معطوفست بر كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ يعنى همچنين مىخوانيم بر تو خبرهاى گذشتگان و از جمله آن قصه آدم است كه عهد كرديم باو و او آن را فراموش كرد و بر آن ثبات نورزيد و تصميم عزم ننموده بر آن و نزد بعضى از ارباب تفسير نسيان بمعنى سهو است و عدم