تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٩ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ١٠٠ تا ١١٢
بيقين ميدانم كه محقق الوقوعست و بى شك و شبهه واقع خواهد شد و نزد بعضى اين آيه منسوخست بقوله وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُ و اين صحيح نيست زيرا كه نسخ در اخبار نميرود و ديگر آنكه جمع بين الايتين ممكنست زيرا كه اول محمولست بر اجمال و دويم بر تعيين وقت و نيز در آيه اول اقتراب نسبت بامم ماضيه است و معنى اينكه زمان بيشتر گذشته و كمتر مانده و اينجا مراد عدم علمست بوقت متعين و مقرر آن إِنَّهُ بدرستى كه خدا يَعْلَمُ الْجَهْرَ ميداند آشكارا مِنَ الْقَوْلِ از سخن كفار در طعن اسلام وَ يَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ و ميداند آنچه ميپوشيد از حسد بر پيغمبر (ص) و حقد بر مسلمانان و همه را بر آن جزا و سزا خواهد داد وَ إِنْ أَدْرِي و نميدانم حكمت را در تاخير عقوبة شما لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ شايد كه آن تاخير آزمايش باشد لَكُمْ مر شما را و امتحان شما يعنى تا با شما معامله آزمايندگان كند در كيفيت عمل كما قال (لننظر كيف تعملون) مراد آنست كه تا بر اهل عالم واضح شود كه كدام از شما عناد ورزيده در كفر خود راسخ ميشود و اين از قسم استدراج است و كدام از شما بوسيله معجزه بينه و حجة نيره از آن رجوع نموده باسلام و طاعة توجه ميكند وَ مَتاعٌ و شايد كه آن برخوردارى بود شما را إِلى حِينٍ تا هنگامى كه وقت مقرر و اجل مقدر است و بجهة اين تمتع حجة بر شما لازم گردد و تا موعود واقع شود در وقتى كه حكمت و مصلحة مقتضى آن باشد نه در وقت ديگر كه قبل از آن و بعد از آن باشد از شعبى مرويست كه چون امام حسن بن على (ع) بجهة مصلحة رعيت با معويه مصالحه نمود و معويه او را گفت خطبه بخوان و مردمان را از اين خبر ده آن حضرت برخاست و بآواز بلند خطبه خواند مشتمل بر حمد الهى و نعت حضرت رسالت پناهى (ص) و بعد از آن فرمود
اكيس الكيس التقى و احمق الحمق الفجور و ان هذا الامر الذى اختلفت فيه انا و معويه اما حق امراء كان احق به و اما كان حقا لى فتركته طلبا لصلاح الامة
عاقلترين عاقلان مرد پرهيزكار است و نادانترين نادانان مرد بدكار تبه روزگار و بدرستى كه اين كار كه من و معويه در آن اختلاف كرديم و منازعه نموديم يا حق مردى بود كه باين كار سزاوارتر است و يا حق من بود ترك آن كردم و از سر آن حق گذشتم براى صلاح امة پس اين آيه تلاوت فرمود وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ قل رب احكم بگو اى آفريدگار من حكم كن و حفص قالَ ميخواند بر طريق حكايت از قول حضرت رسالت (ص) يعنى گفت پيغمبر كه اى پروردگار من حكم فرما ميان ما و اهل مكه بِالْحَقِ براستى يعنى بعدل كه مقتضى استعجال عذاب و تشديد عقابست بر ايشان چه آنها مستوجب اين شدهاند نه بفضل كه مستلزم محاباتست و بنا بر قراءة