تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٤ - سوره النمل(٢٧) آيات ١ تا ٩
هدى بجهت زيادتى آياتست در هدايت بندگان كما قال اللَّه تعالى فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً و هدايت آيات قرآن از ضلالت بسوى حق ببيان و برهانى است كه در او است با لطف از جهت اعجازى كه دالست بر صحت امر پيغمبر قوله الَّذِينَ مجرور المحلست بآنكه صفت مؤمنين است يعنى قرآن هادى و مبشر است مؤمنانى را كه كسانىاند كه يُقِيمُونَ الصَّلاةَ بپا ميدارند نماز را بحدود و اركان آن و مداومت بر اقامت آن وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و ميدهند زكاة اموال خود را بمستحقان وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ و حال آنكه ايشان بسراى آخرت هُمْ يُوقِنُونَ ايشان بيگمان ميشوند يعنى بيقين مى دانند كه بعث و نشور و بهشت و دوزخ و حسنات و ميزان خواهد بود و اين جمله اسميه از تتمه صله است و واو از براى حال هم چنان كه باين مفسر شد و ميتواند بود كه از براى عطف باشد و تغيير نظم از فعليت باسميه بجهت دلالتست بر قوت و ثبات و يقين ايشان بر اينكه ايشان در اين صفت يگانهاند و يا آنكه جمله اعتراضيه است كانه قيل و هؤلاء الذين يؤمنون و يعملون الصالحات هم المؤمنون بالاخرة يعنى اين گروه كه گرويدهاند و عمل صالح ميكنند موقنند بوقوع آخرت چه تحمل مشاق نمى باشد مگر بجهت خوف عاقبت و وثوق بر محاسبه و تكرير ضمير بجهت دلالتست بر اختصاص يعنى ايشان مختصند بتصديق بعد از آن وصف مخالف ايشان ميكند كه كفارند بقوله إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه آنان كه لا يُؤْمِنُونَ نميگروند بِالْآخِرَةِ بسوى عقبى زَيَّنَّا لَهُمْ آراستهايم براى ايشان أَعْمالَهُمْ عملهاى ايشان را فَهُمْ يَعْمَهُونَ پس ايشان حيران و سرگردان ميشوند در ضلالت خود و در نمييابند آنچه تابع اعمالست از نفع و ضرر مفسران را در تفسير اين آيه چند وجه است حسن و جبائى و ابو مسلم گفتهاند كه معنى آنست كه مزين گردانيديم براى ايشان اعمال حسنه ايشان را كه امر كرده بوديم ايشان را بآن با حسن وجوه و تزيين كه آن بيان مثوبات آن بود تا ترغيب ايشان كند بعمل كردن بآن پس ايشان از آن ذاهل شده در وادى ضلالت حيران و سرگردان ميشوند و بوسيله آن اعمال مأموره خود را بطريق نجات نميرسانند و بنا بر اينمعنى اضافه اعمال بايشان باعتبار آن است كه بآن مأمورند اگر چه بآن عمل نكردند و بعضى بر آنند كه ما تزيين اعمال قبيحه ايشان كرديم به اين وجه كه خلق شهوت نموديم در ايشان كه داعى ايشان است بفعل معاصى بجهت تشديد تكليف تا متحمل مشقت و كلفت شده از مشتهيات طبع خود مجتنب شوند اين معنى را كار نبسته متحير شدند و در آن متردد و متشكك گشتند و انديشه نكردند در اين تا راه سداد از فساد بشناسند و بجهت اين در طريق معاصى كه مشتهاى