تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٣ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١ تا ٩
اشارت كرد كه عليكم بقتل الكافرين ايشان عمودهاى آهنين كشيدند و آن هشتاد كس را خورد و مرد كردند و درهم شكستند و در ميان اسراى بيفكندند آن گاه بفرمود تا سماط آوردند و بر سر ايشان بگستردند و بشكرانه استيصال و زارى بنى اميه مردمان را اطعام داد و حكومت مستقلا بر بنى عباس قرار گرفت بعد از آن در صفت منكران قران فرمود وَ ما يَأْتِيهِمْ و نميآيد بدايشان مِنْ ذِكْرٍ هيچ موعظه و پندى مِنَ الرَّحْمنِ از جانب خداى بخشاينده مُحْدَثٍ كه فرو فرستاده شده است يعنى هيچ آيتى و سوره از قرآن مجدد فرود نيامده يكى بعد از ديگرى بجهت تكرير تذكير و تقريع تقرير إِلَّا كانُوا عَنْهُ مگر كه باشند از آن مُعْرِضِينَ روى گردانندگان يعنى مگر كه مجددا از آن اعراض كنند و اصرار نمايند بر آنچه هستند بر آن از شرك و كفر و طغيان و عصيان فَقَدْ كَذَّبُوا پس بدرستى كه تكذيب كردند قرآن را بعد از اعراض نمودن ايشان از آن و امعان نمودند در تكذيب آن بر وجهى كه در استهزاى آن كوشيدند و سخريه بآن نمودند فَسَيَأْتِيهِمْ پس زود باشد كه بيايد بد ايشان نزديك مرك يا بوقت بعثت يا در روز بدر أَنْبؤُا ما كانُوا بِهِ خبرهاى آنچه بودند كه بدان يَسْتَهْزِؤُنَ استهزا ميكردند و باور نميداشتند از بعث و نشور و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب يعنى در آن وقت بر ايشان حقيقت اين امور موعوده ظاهر گردد و بر صدقيت آن عارف گردند و آن هنگام حسرت و ندامت و پشيمانى ايشان را نفع ندهد و نعم ما قيل
|
امروز بدان مصلحت خويش كه فردا |
دانى و پشيمان شوى و سود ندارد |
|