تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧٧ - سوره الحج(٢٢) آيات ٦٠ تا ٦٩
آن تقرير قول مذكور است از اين جهت تصبح مرفوع واقع شده نه منصوب بجواب نفى كه غير مقصود است چه اگر منصوب ميبود دلالت بر نفى اخضرار ميكرد كما فى قولك ا لم ترانى جئتك فتكرمني و حال آنكه مقصود از آن اثبات اخضرار است و عدول از صيغه ماضى كه آن اصبحت است بمضارع بجهت دلالت است بر بقاى اثر مطر مدت متمادى يعنى پيوسته زمين هست بسبب آب باران سبز و خرم أَنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا لَطِيفٌ لطف كننده است يعنى رسيده است لطف و فضل او بجميع آفريدگان كه از جمله آن رويانيدن گياه است تا ايشان را از آن روزى دهد خَبِيرٌ دانا است بحال رزق و مرزوق يا رسيده است علم او بدقايق همه اشيا و تدابير دقيقه امور كه بر غير او متعذر است علم بآن و آگاه بمصالح و منافع همه بندگان و يا لطيف است يا رزاق بندگان كه روزى بر وجهى بايشان ميرساند كه از آن گمان ندارند و خبير است بآنچه در قلوب بندگانست لَهُ ما فِي السَّماواتِ و مر او راست آنچه در آسمانها است وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينها است يعنى خالق و مالك همه علويات و سفليات است وَ إِنَّ اللَّهَ و بدرستى كه خدا لَهُوَ الْغَنِيُ هر آينه او است بى نياز در ذات خود از ما سواى الْحَمِيدُ ستوده شده يعنى مستوجب ستايش بصفات و افعال خود و سزاوار اينكه همه كس او را بستايد و ستايش كند أَ لَمْ تَرَ آيا ندانستى يعنى هر آينه دانستى أَنَّ اللَّهَ آنكه خدا سَخَّرَ لَكُمْ مسخر گردانيد براى شما و رام ساخت ما فِي الْأَرْضِ آنچه در زمين است از حيوانات و غيره آن يعنى معد و مهيا گردانيد براى شما بر وجه سهولت هر چه بآن منتفع شويد وَ الْفُلْكَ و رام گردانيد براى شما كشتيها و گويند مراد به ما فى الارض مراكب براست بقرينه مقابله يعنى مسخر شما گردانيد چهار پايان را براى سوارى و كشتيها را كه مراكب بحر است تا بر او نشينيد و ميتواند بود كه اين عطف باشد بر اسم آن نه بر ما يعنى آيا نديده و ندانسته كشتيها را تَجْرِي فِي الْبَحْرِ در حالتى كه ميروند در درياها بِأَمْرِهِ بفرمان او و اين حالست بنا بر آنكه فلك معطوف باشد بر ما و خبر است اگر معطوف باشد بر اسم آن وَ يُمْسِكُ السَّماءَ و آيا ندانسته كه خداى نگاه ميدارد آسمان را أَنْ تَقَعَ از آنكه بيفتد عَلَى الْأَرْضِ بر زمين يا بجهت كراهت آنكه واقع شود بر زمين بنا بر اول حرف جر مقدر است اى من ان تقع و بنا بر ثانى مضاف كه منصوب المحلست بر عليه و مراد آنست كه آن را بر صورتى خلق كرده كه متداعيست باستمساك پس بجهت آن نمىافتد إِلَّا بِإِذْنِهِ