تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٧ - سوره الحج(٢٢) آيات ٥٠ تا ٥٩
قوماند و با نضارت و حسن و طراوتاند اميد بشفاعت ايشان ميتوان داشت كفار باستماع اين كلمات ناخوش خوش دل شده پنداشتند كه آن را حضرت رسالت (ص) خواند و بتان ايشان را ستايش كرد لا جرم در آخر سوره كه آن حضرت با مؤمنان سجده كردند اكثر اهل شرك اتفاق كردند در سجده جبرئيل (ع) فرود آمد و صورت حال بعرض آن حضرت رسانيد دل مبارك آن حضرت از آن بسيار اندوهناك شد حقتعالى جهت تسلى خاطر عاطر سيد عالم (ص) اين آيه فرستاد وَ ما أَرْسَلْنا و نفرستاديم ما مِنْ قَبْلِكَ پيش از فرستادن تو مِنْ رَسُولٍ هيچ رسولى وَ لا نَبِيٍ و هيچ نبيى فرق ميان رسول و نبى آنست كه رسول صاحب شريعت است و نبى تابع آن در آن شريعت چون لوط كه بشريعت ابراهيم دعوت ميكرد و همچنين است يوشع و شمعون كه بشريعت موسى و عيسى دعوت مردمان مينمودند يا رسول داعيست بشريعت مجدده و نبى اعم از آن يعنى داعى بآنشريعت و بشريعت كسى كه مقر شرع سابق باشد چون انبياى بنى اسرائيل كه ميان موسى و عيسى بودند و لهذا حضرت رسالت (ص) علماى امت خود را تشبيه فرموده بايشان و گفته
علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل
و گفتهاند كه رسول آنست كه جامع معجز و كتابى باشد كه بر او منزل گشته و نبى آنكه صاحب كتاب نباشد و مردم را بمجرد معجزه دعوت كند يا آنكه رسول اعم از ملائكه و بشر است و نبى مخصوص بشر و نيز گفتهاند كه رسول آنست كه فرشته وحى بوى فرود آورد و نبى آنكه آوازى شنود بدون ديدن صاحب آن يا ملهم گردد يا خواب بيند و حق اين است كه بينهما عموم و خصوص مطلقست باين وجه كه رسول صاحب كتابست و نبى اعم از آنكه با او كتاب باشد يا نه و لهذا حقتعالى اطلاق هر دو بر پيغمبر ما ص كرده و فرموده كه يا أَيُّهَا النَّبِيُ و يا أَيُّهَا الرَّسُولُ و بر هر تقدير آيه دليلى مبين است بر تغاير نبى و رسول و نيز در روايت صحيحه ثابت شده كه ابو ذر غفارى از پيغمبر (ص) سؤال كتب انبيا كرده فرمود كه
مائة الف و اربعة و عشرون
بعد از آن گفت فكم الرسول منهم فرمود
ثلاثة مائة و ثلث عشر جما غفيرا
حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ما هيچ نبى و رسول نفرستاديم إِلَّا إِذا تَمَنَّى مگر كه چون تلاوت كرد أَلْقَى الشَّيْطانُ بيفكند شيطان فِي أُمْنِيَّتِهِ نزد تلاوت او آنچه خواست چنان كه بوقت تلاوت تو شيطانى كه او را ابيض گويند بهنجار او از تو از تو اين كلمات بر خواند و مشركان گمان بردند كه آن تلاوت تست و بجهت آن خوشحال شد بسجده افتادند و بدانكه تمنى بمعنى تلاوت در كلام عرب شايعست كقول الشاعر
|
تمنى كتاب اللَّه اول مرة |
تمنى داود الزبور على الرسل |
|