تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٨ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
انبيا باين امر اقدام نمودند امم ايشان اظهار عداوت كردند و با ايشان در مقام عناد و جدال در آمدند فكان او سبحانه باعث عداوت ايشان شده نه آنكه معنى اين باشد كه حق تعالى خلق عداوت انبيا نموده بود در ايشان چه او سبحانه خالق خير است نه شر چنان كه دلايل ساطعه دالند بر اين پس مخالفين را نرسد كه باين آيه استدلال كنند بر آنكه حق تعالى خالق شر است كما قال (النصارى فى تفسير و فيه دليل على انه خالق الشر) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنان كه كافر شدند از يهود و نصارى و يا مشركان عرب لَوْ لا نُزِّلَ چرا فرو فرستاده نميشود عَلَيْهِ الْقُرْآنُ بر محمد (ص) قرآن جُمْلَةً واحِدَةً جمله يگانه يعنى يك بار چنان كه تورية و انجيل و زبور و نزل بمعنى انزال است چنان كه باين مفسر شد مانند خير به معنى اخبر تا مناقض جملة واحده نباشد و اين اعتراض بىموقع از جمله اعتراضات دالهاند بر نفور ايشان از حق و تجانب ايشان از اتباع آن چه قرآن متصف بصفت اعجاز است و آن مختلف نميشود بآنكه پراكنده يا مجموع نازل شود و لهذا ايشان قادر نبودند كه اتيان كنند بنجمى از نجوم آن و باصغر سور آن پس اعتراض ايشان در اين باب بىحاصل باشد و محض عناد و جحود و ديگر آنكه تفريق آن متضمن فوايد است كه در جمله نيست كما اشار بقوله كَذلِكَ هم چنين فرستاديم پراكنده لِنُثَبِّتَ تا ثابت گردانيم و قوت دهيم بِهِ بتفريق آن در اوقات متعدده فُؤادَكَ دل ترا يعنى تا بطريق وحى دل ترا بر حفظ و فهم ان متمكن سازيم و يا بجهت آنكه بصيرة ترا زياده سازيم بتجدد وحى در هر حادثه و هر امرى كه رخ نمايد وَ رَتَّلْناهُ و بر تو خوانديم آن را از روى تبيين بعضى از پى بعضى تَرْتِيلًا خواندنى با مهلت و تأنى در مدت متباعده كه آن بيست سال بود يا بيست و سه سال و اصل ترتيل تفليج اسنانست حاصل كه حقتعالى در جواب اعتراض كفار ميفرمايد كه تفريق قرآن بجهت آنست كه متضمن فوايد است يكى سهولت حفظ چه چون موسى و داود و عيسى على نبينا و عليهم السلم كه كتاب ايشان يك بار فرود آمد خواننده و نويسنده بودند و اين پيغمبر ما اميست پس اگر كتاب او بيكبار نازل گشتى حفظ آن مشكل بودى و ديگر آنكه نزول آن بحسب مواقع موجب مزيد بصيرتست و سبب زيادتى عوض در معنى آن و ديگر آنكه هر نجمى كه فرود ميآيد تحدى مينمايد پس اعجاز قرآن و عجز ايشان ظاهر ميگردد و ديگر نزول جبرئيل آنا فآنا موجب تسلى خاطر آن حضرت است و ديگر آنكه در قرآن ناسخ و منسوخ هست و هر آينه ناسخ متأخر از منسوخ بايد و اجتماع آنها در آن واحد نشايد و نيز قرآن مشتمل است بر اجوبه و اسؤله و جواب در عقب سؤال آيد و مجاهد و قتاده در تفسير ترتيل فرمودهاند كه ابن عباس گفته كه معناه بيناه تبيينا و رسلناه ترسيلا