تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٠ - سوره النور(٢٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
فَضْلِهِ از فضل و افزونى خود چيزهايى را كه وعده نداده باشد ايشان را بر اعمال ايشان و در خاطر ايشان هرگز خطور نكرده باشد وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ و خدا روزى ميدهد در دنيا هر كه را ميخواهد بِغَيْرِ حِسابٍ بدون حساب مراد سعه رزقست كه از روى تفضل كرامت فرمايد و بدان روزى حساب نكند يا زيادتى روزى كرامة فرمايد در عقبى كه در حيز شمار درنيايد و در كشاف آورده كه و اللَّه يرزق ما يتفضل بغير حساب فاما الثواب فله حساب لكونه على حسب الاستحقاق و ذكر اين كلام براى تقدير زيادتيست و تنبيه بر كمال قدرت و نفاد مشيت و سعه احسان و رحمت و بدانكه نزد بعضى از مفسران مراد بتسبيح رجال مذكور در غدو و آصال صلوة يوميه است زيرا كه غد و وقت نماز بامداد است و اصل جامع ظهرين و عشائين و ابو هريره از رسول (ص) روايت كرده كه هيچكس نباشد كه بامداد و شبانگاه بمسجد رود و آن را بر امر ديگر مقدم دارد الا كه او را از نزد حقتعالى نزلى معد و مهيا باشد هم چنان كه يكى از ما بزيارت دوستى رود و وى به تعظيم تمام بشرايط ضيافت او قيام نمايد و سهل بن ساعدى از حضرت پيغمبر ص روايت كرد كه هر كه هر بامداد و شبانگاه بمسجد رود بقصد اينكه بفريضه اقدام نمايد يا تعليم گيرد از كسى با كسى را علم آموزد ثواب او ثواب مجاهدان باشد كه در راه خدا جهاد نمايند و اخذ غنيمت كنند و هر كس كه نه براى اين رود چنان باشد كه بنظاره گاهى رفته باشد كه آن را بيند و از او هيچ نصيبى بر ندارد پس نماز گذارندگان را بيند و از ايشان نباشد و ذاكر آن را بيند و در سلك ايشان نبود و عالمان و متعلمان را بيند و داخل ايشان نباشد و گويند اين آيه رد كسانى است كه با پيغمبر در نماز بودند چون شنيدند كه كاروان طايف ميآيد رسول را تنها گذاشتند و قطع نماز كرده متوجه كاروان شدند كما قال تعالى وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً و تخصيص رجال براى آنست كه بر زنان نماز جمعه واجب نيست عبد اللَّه عمر گفته كه آيه در شان جمعى آمد كه در بازار بتجارت مشغول بودندى چون بانك نماز شنيدندى درهاى دكان بستندى و بنماز رفتندى ابو هريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه
ان للمساجد اوتادا و الملائكة جلساؤهم
مسجدها را ميخها است يعنى آن را ملازمانى هستند كه فرشتگان همنشينان ايشانند اگر ايشان را نيابند بطلب ايشان شتابند و اگر بيمار شوند بعيادت ايشان روند و اگر در حاجتى باشند ايشان را يارى دهند بعد از آن فرمود كه جليس مسجد متصف بسه خصلت باشد يكى آنكه وى را برادر مؤمن باشد آنجا كه از صحبت او مستفيد شود يا كلمه حكمت از او اخذ نمايد يا برحمتى منتظره رسد و از صادق (ع) روايتست كه هر كه بمسجد رود پاى بر هيچ ترى و خشكى ننهد الا تسبيح كند براى او تا هفتم زمين و هم از آن حضرت مرويست
من كان القرآن حديثه و المسجد بيته نبى اللَّه له بيتا فى الجنة
هر كه قرآن سخن او باشد و مسجد خانه او حقتعالى از براى خانه در بهشت بنا كند و نيز فرموده كه يك نماز در مسجد الحرام مقابل صد هزار نماز است در غير آن و در بيت المقدس برابر هزار نماز و در مسجد اعظم صد هزار و در مسجد قبيله برابر بيست و پنج