تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٥ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٩٠ تا ٩٩
و نصارى كه مختلف الكلمهاند خبر مىدهد بقوله وَ تَقَطَّعُوا و ببريدند و پاره پاره كردند مردمان يعنى يهود و نصارى أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كار دين خود در ميان خود يعنى فرقه فرقه شدند و هر فرقه مذهبى را منقطع ساختند از براى خود و اختيار آن گروه و تكفير فرقه ديگر نمودند كما قال وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ پس توعد فرق مختلفه مينمايد بآنكه كُلٌ همه اين فرقهاى متجزيه إِلَيْنا راجِعُونَ بسوى ما باز گردندگانند و ما ايشان را فرا خور اعمال ايشان پاداش خواهيم داد و بدانكه سوق كلام مقتضى تقطعتم است تا موافق كلام سابق باشد در خطاب ليكن او سبحانه از خطاب بغيبة التفات فرموده بجهت اظهار كردن بر غير ايشان از اهل اسلام كه ايشان متفرق شدند در دين و بقبح فعل خود امر دين را متقطع و متفرق ساختند پس ملخص معنى آنست كه اى اهل اسلام بهبينيد عمل قبيح اهل كتاب را و عظم فظاعت ايشان را در دين خدا كه متقطع و متجزى گردانيدند امر دين خود را كه حقتعالى بتبعيت آن امر كرده بود و در آن اختلاف نموده هر گروهى از ايشان شقى ديگر اختيار كردند كه بر خلاف شق گروه ديگر بود و حقتعالى روز قيامت همه را بجهت اين جزا و سزا خواهد داد فَمَنْ يَعْمَلْ پس هر كه بكند مِنَ الصَّالِحاتِ از عملهاى شايسته و كردارهاى بايسته چون صله رحم و معونت ضعيف و نصرت مظلوم و تنفيس از مكروب و غير آن از طاعات بدينه و ماليه وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و حال آنكه او گرويده باشد بخدا و رسول چه ايمان شرط است در ثواب يافتن بر فعل طاعات فَلا كُفْرانَ پس ناسپاسى نيست لِسَعْيِهِ مر شتافتن او را بفعل خيرات يعنى كردار او ضايع نشود بلكه مشكور گردد و بموقع قبول افتد كفران مستعار است از براى منع ثواب و حرمان از آن چنان كه شكر مستعار است براى اعطاى ثواب و رسيدن بآن و لهذا حق تعالى را شكور ميگويند يعنى معطى ثواب و جزاى نفى كفران بعنوان نفى جنس جهت آنست كه آن ابلغست از اين كه گويد فلا تكفر سعيه چه معنى آن راجعست به اينكه عمل آن بهيچ وجهى از وجوه ضايع نخواهد بود و نيز بجهت تاكيد و مبالغه در آن ميفرمايد كه وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ و بدرستى كه ما مر سعى او را نويسندهايم يعنى اثبات كننده ان در صحايف اعمال مراد انست كه فرشتگان بفرموده ما ثبت كنندگانند در صحيفه اعمال پس هيچ چيز از آن ضايع نگردد چه هر چه ما ثبت كننده ان باشيم رقم تضييع بر آن كشيده نشود و صاحب ان بر ان مثاب و مشكور گردد و گويند كاتبون از كتبه مشتق است كه بمعنى ضم رجالست برجال يعنى ما جمع كننده و ضم نمايندگان همه اعمال ايشانيم تا جزاى هر يك از آن را بصاحب آن برسانيم بر وجه اوفر و اكمل و نعم ما قيل شعر