تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ١ تا ٩
پس وضع موصول در موضع هؤلاء بجهت تسجيل باشد بر فعل ايشان بآنكه آن محض ظلمست يا آنكه منصوب باشد بر ذم اى اذم الذين ظلموا هَلْ هذا اين در موضع نصب است بآنكه بدل نجويست يعنى پنهان داشتند اينقول را كه آيا هست اينمرد كه شما را دعوت ميكند يعنى نيست محمد صلى اللَّه عليه و آله إِلَّا بَشَرٌ مگر آدمى و ميتواند كه محذوف باشد و معنى اينكه گفتند با يكديگر كه نيست اين مرد كه دعوت شما ميكند مگر آدمى مِثْلُكُمْ مانند شما در اكل و شرب و ذهاب و مجىء و غير آن و هيچ مزيتى بر شما ندارد اين استدلال ايشانست بر تكذيب آن حضرت در ادعاى رسالت بجهت آنكه اعتقاد ايشان اين بود كه رسول نميباشد مگر فرشته و بسبب اين استلزام نمودند به اينكه آنچه او ميگويد و مينمايد از خوارق عادت چون قرآن و غير آن از قسم سحر است كما قال حكاية عنهم أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ آيا ميرويد شما بجادويى اين انكار حضور ايشانست بجهت استماع قرآن يعنى پنهان با يكديگر مساره كردند و گفتند بعضى مر بعضى را كه شما ميدانيد هر چه او ميخواند و مىنمايد سحر است پس چرا مى رويد و مىشنويد وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ و حال آنكه شما ميبينيد كه او آدمى است مثل ما و فرشته نيست پس سخن او سحر است و غرض ايشان از اسرار اين قول تشاور ايشان بود در استنباط آنچه هدم امر پيغمبر كند و فساد دعوى او را بر عامه مردمان ظاهر سازد و حق سبحانه پيغمبر خود را از آن مساره خبر داد و فرمود كه در جواب ايشان قل بگو و حفص قالَ ميخواند بطريق اخبار يعنى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در جواب كافران گفت كه رَبِّي پروردگار من يَعْلَمُ الْقَوْلَ ميداند گفتن هر گوينده فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ در آسمان و زمين اگر بجهر گويند و اگر بسر پس ميداند مساره شما را در قول باطل و تدبير لا طايل و اين اكد است از قول حق سبحانه و تعالى قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و لهذا اين جا اين را بر آن اختيار كرد ديگر آنكه در مبالغه مطابق و اسروا النجوى باشد هُوَ السَّمِيعُ و او شنوا است گفتار كفار را الْعَلِيمُ دانا است باسرار و ضماير ايشان بَلْ قالُوا اضرابست از آنچه كفار گفتند كه قرآن سحر است يعنى اول اسناد سحر بقرآن كردند و بعد از آن از آن اعراض كرده گفتند كه قرآن (اضغات احلام) سخنان پراكنده و پريشانست چون خوابهاى شوريده كه آن را اصلى نباشد و بهم آميخته اضغاث جمع ضغث است و آن قبضه حشيش مختلط است كه از گياه تر و خشك و قوى و ضعيف جمع كرده باشند و در اين مقام مستعار است از براى رؤياى كاذبه و احلام جمع حلم است بمعنى خواب