تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٤ - سوره الحج(٢٢) آيات ٤٠ تا ٤٩
دلهايى كه هست در سينههاى ايشان يعنى چشم دل ايشان بجهت اتباع هوا و فرط عناد و تقليد پوشيده است از مشاهده احوال گذشتگان و بى بصير تست از ديدن وقايع و حوادث ايشان كه آن نزول انواع عقوباتست بر ايشان و بجهت اين بدان عبرت نمىگيرند و مستبصر نميشوند و ذكر صدور بجهت مبالغه و تاكيد است مانند عشرة كاملة و يطير بجناحيه و يقولون بافواههم و بجهت نفى تجوز چه قلوب را بر معنى ديگر اطلاق ميكنند بر طريق مجاز چون (قلب النخل و قلب الشتا و قلب الاسد) و در كشاف آورده كه متعارفى معتقد مردمان آنست كه عمى بر سبيل حقيقت مكان آن بصر است چه آن عبارتست از آنكه چيزى بحدقه رسد كه طامس نوران شود و استعمال آن در قلب از روى استعاره است و مثل پس هر گاه مراد از آن اثبات چيزى باشد كه خلاف معتقد و متعارف است كه آن نسبت عمى باشد بقلوب حقيقت و نفى آن از ابصار اين تصوير احتياج خواهد داشت بزيادتى تعيين و فضل تعريف تا در نفوس متقرر شود كه مكان عمى قلوبست نه ابصار كما تقول (ليس المضاء للسيف و لكنه للسانك الذى بين فكيك كه الذى بين فكيك) تقرير آن چيزيست كه اثبات كرده شده است مر لسان را و تثبيت اينكه محل مضا لسانست نه سيف (كانك قلت ما نفيت المضاء عن السيف و ائبته للسانك فلتة و لا سهوا منى و لكن تعمدت اياه بعينه تعمدا) مرويست كه چون ايه و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى نازل شد ابن مكتوم مغموم شده نزد حضرت رسالت (ص) آمد و گفت يا رسول اللَّه من در دنيا اعمىام پس در آخرت من اعمى خواهم بود حق تعالى اين آيه فرو فرستاد و چون ابن مكتوم اين آيه بشنيد شاد شد آوردهاند كه كفار قريش چون نضر بن حارث و امثال او پيوسته تعجيل عذاب ميكردند و با پيغمبر (ص) ميگفتند كه اگر در دعوى نبوت و انزال عذاب صادقى از خداى خود در خواه تا بر ما عذاب نازل سازد آيه آمد وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ و بشتاب ميخواهند از تو كافران مكه كه نضر بن حارث و احزاب اويند تعجيل ميكنند بِالْعَذابِ بنزول عذاب موعود وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ و هرگز خلاف نخواهد كرد خدا وَعْدَهُ وعده خود را كه در انزال عذاب ايشان فرموده بجهت امتناع خلف در خبر او پس عذاب موعود به را بايشان خواهد رسانيد و اگرچه بعد آن ازمنه مطاوله باشد لكن او سبحانه صبور است و حكمت او مقتضى آن نيست كه بعقوبت تعجيل نمايد و انزال وعده عذاب در روز بدر بود كه بذو الفقار امير المؤمنين (ع) و مدد فرشتگان همه مقتول شده بعذاب جحيم رسيدند وَ إِنَّ يَوْماً و بدرستى كه روزى از روزهاى شما عِنْدَ رَبِّكَ نزد پروردگار تو كَأَلْفِ سَنَةٍ مانند هزار سال است مِمَّا تَعُدُّونَ از آنچه ميشمريد اين بيان تناهي صبر او سبحانه است و تانى و حلم او تا بمرتبه كه مدد و ازمنه