تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٢ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٥٠ تا ٥٩
درباره او عصيان و نافرمانى نكنى و آنچه ترا فرمايد بآن مبادرت كنى پس دست بدعا برداشت و گفت بار خدايا ايشان را الفتى ده و فرزندان ايشان را جوانان وارث بهشت گردان و بر نسل ايشان بركت كن و ايشان را امامان عباد خود گردان كه بفرمان تو راه نمايندگان ايشان باشند پس بمسجد آمد و امير المؤمنين (ع) را گفت
يا ابا الحسن نعم لزوجة زوجتك
نيكو زنيست زن تو و از حوريان بهشتست چه او از ميوه بهشت آفريده شده است با او مدارا كن
فانها بضعة منى
بدرستى كه او پاره است از من آنكه او را برنجاند مرا رنجانيده و آنكه او را شاد گرداند مرا شاد گردانيده و خداى تعالى از خشم او خشم گيرد و از رضاى او راضى شود امير المؤمنين (ع) فرمود
فو اللَّه ما ابغضتها و لا اكرهتها على امر حتى قبضها اللَّه عز و جل و لا أبغضتني و لا عصت لى أمرا و لقد كنت انظر اليها فيكشف عنى لهموم و الاحزان
بخدا سوگند كه چون اين سخن از پيغمبر (ص) شنيدم هرگز فاطمه را در غضب نياوردم و چيزى كه موجب كراهيت او باشد از من صادر نشد تا آنكه حق تعالى قبض روح او كرد و فرمود وى نيز مرا در غضب نياورد و نافرمانى من نكرد در هيچ كارى و من هر گاه كه نظر بر روى او ميكردم غم و اندوه از دل من زايل ميشد و تا او از دنيا برفت من هرگز شادمان نگشتم بعد از آن فرمود كه چون پيغمبر (ص) خواست كه از نزد ما برخيزد فاطمه گفت اى پدر بزرگوار من شرم ميدارم از اسما كه مدتى شد كه خدمت من مىكند و من نميتوانم كه بخودى خود خدمت خانه بكنم
فاشتر لى خادمة تخدمنى و تعيننى
پس خادمه از براى من بخر تا خدمت من كند و مرا يارى دهد حضرت فرمود كه
يا فاطمه الا تريدن خير من الخادم
آيا چيزى ميخواهى كه از خادمه بهتر باشد امير المؤمنين (ع) گفت من گفتم بفاطمه كه
قولى بلى
بگو آرى يا رسول اللَّه پس فاطمه (ع) گفت
يا ابة خيرا من الخادم
اى پدر چيزى ميخواهم كه به از خادم باشد رسول ص فرمود
تسبحين اللَّه عز و جل فى كل يوم ثلثا و ثلثين مرة و تحمدينه ثلثا و ثلثين مرة و تكبرينه اربع و ثلثين مرة فذلك مائة باللسان و الف حسنة فى الميزان يا فاطمه انك ان قلتها فى صبيحة كل يوم كفاك اللَّه ما اهمك من امر الدنيا و الاخرة
يعنى چيزى كه بهتر از خادم است آنست كه در هر روزى سى و سه بار تسبيح خدا كنى و سى و سه بار تحميد او و سى و چهار بار تكبير او گويى چه صد است بر زبان و هزار حسنه است در ميزان اعمال اى فاطمه اگر تو در هر صبح اين را بگويى حقتعالى جميع حاجتهاى دنيا و آخرت تو را روا گرداند پس رسول اسما را گفت تو نيز بر و بسلامت
جزاك اللَّه خيرا
خدا ترا جزاى خير دهد اسما بخانه خود رفت و ايشان تنها بماندند و امير المؤمنين (ع) با فاطمه (ع) خلوت كرد رسول (ص) روز ديگر بيامد و بديدار ايشان خوش دل شده و روشن چشم گشت فاطمه گفت يا رسول