تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٧ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٢٢٠ تا ٢٢٧
كن بر كسى كه ترا حِينَ تَقُومُ آن هنگام كه بر ميخيزى از مجلس يا فراش خود بنماز گذاردن تنها يا بجماعت و ابن عباس ميفرمايد كه معنى آنست كه آن هنگام كه برمىخيزى بنماز خود تنها و اكثر مفسرين بر اين وجه تفسير كردهاند كه مىبيند ترا آن زمانى كه در جوف ليل بنماز تهجد برميخيزى و غير او سبحانه كسى ديگر بر آن مطلع نيست و يا وقتى كه برميخيزى براى انذار و اداى رسالت و يا آنكه مىبيند ترا در جميع تصرفاتى كه بآن قيام مىنمايى وَ تَقَلُّبَكَ و مىبيند گرديدن ترا فِي السَّاجِدِينَ در ميان نماز گذارندگان يعنى تردد تو در تصفح احوال متهجدان چنانچه مرويست كه چون فرض قيام ليل منسوخ شد حضرت رسالت در اين شب طواف فرمود و به بيوت اصحاب خود رفت تا بهبيند كه چه ميكنند بجهت حرص بر كثرة طاعت ايشان پس خانهاى ايشان را يافت مانند بيوت زنابير بجهت كثرت همهمه و دمدمه ايشان بذكر خداى تعالى و تلاوت قرآن و ابن عباس و قتاده فرمودهاند كه معنى آنست كه مىبيند تصرف و تحول ترا در ميان مصلين بقيام و ركوع و سجود و قعود وقتى كه امامت ايشان مىكنى زبده معنى آنكه چون دانستى كه حقتعالى قاهر اعدا و ناصر اولياى تست و عالم است بحال تو كه بسبب آن مستاهل ولايت و حكومتى پس باطمينان تمام و سكينه قلب توكل بر او كن و از شر مشركان انديشه بخود راه مده و عكرمه از ابن عباس روايت كرده و در تفسير اهل البيت نيز مذكور است كه (معناه تقلبه من اصلاب الموحدين نبى الى نبى حتى اخرجه من صلب ابيه من نكاح غير سفاح من لدن آدم) يعنى مىبيند گرديدن پيغمبر را از اصلاب اهل توحيد يعنى از پشت آدم بر پشت پيغمبرى بعد از پيغمبرى تا آنكه بيرون آورد او را از صلب پدر او از نكاح نه بزنا و اصحاب ما باين متمسك كردهاند بر آنكه پدران رسول (ص) همه مؤمن بودهاند و جابر از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه آن حضرت گفت كه پيغمبر (ص) گفت كه
لا ترفعوا قبلى و لا تضعوا قبلى فانى اريكم من خلفى كما اريكم من امامى ثم تلا هذه الاية
يعنى بپيغمبر فرمود كه برمداريد چيزى را از پيش من و منهيد آن را نزد من كه من مىبينم شما را از پس خود هم چنان كه ميبينم شما را از پيش خود و بعد از آن اين آيه تلاوة فرمود كه وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ و لهذا در كشاف آورده كه (قيل هو تقلب بصره الى من يصلى خلفه) من
قوله (ع) اتموا الركوع و السجود فو اللَّه انى لأراكم من خلف ظهرى اذا ركعتم و سجدتم
إِنَّهُ بدرستى كه خداى هُوَ السَّمِيعُ او است شنوا بتلاوت تو در نماز و يا هر چه مىگويى الْعَلِيمُ دانا بآنچه در ضمير خود ميآورى يا بهر چه قصد مى كنى چه او سميع است بهمه مسموعات و عالم بكل معلومات قبل از اين مذكور شد كه روا نباشد فرمود