تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٤ - سوره النور(٢٤) آيات ٦٠ تا ٦٤
محبت ميكند در قلوب و موجب بسطت و حسن خلق و مؤذن با من از شر ملاقى و گفتهاند كه بركت آن از حيثيت آنست كه معنى سلام عليكم آنست كه حفظكم اللَّه و سلمكم اللَّه من الافات پس آن دعا است بسلامتى از آفات دنيا و آخرت طَيِّبَةً پاكيزه و خوش كه نفس مستمع بآن خوشحال گردد و يا آنكه موجب طيب عيش است بتواصل و يا متضمن اجر جزيل است و ثواب عظيم از عبد اللَّه مسعود روايتست كه رسول (ص) فرمود كه
السلام اسم من اسماء اللَّه فافشوه
سلام ناميست از نامهاى خداى تعالى پس فاش كنيد آن را در ميان خود كه مرد مسلمان چون بقومى بگذرد و بر ايشان سلام كند و ايشان جواب او دهند بر ايشان مزيت درجه داشته باشد و اگر ايشان جواب ندهند آنان كه از ايشان بهتر و فاضلترند يعنى فرشتگان جواب او را دهند و در خبر آمده كه ميان آنكه سلام كند و جواب دهد صد جز و ثواب باشد نود و نه جز و آن را باشد كه سلام كند و يكى آن را كه جواب دهد براى آنكه او ابتدا بسلام كرده و باعث اين شده كه از كسى فعل خيرى صادر شود كه آن جواب سلام است انس بن مالك روايت كرده كه روزى آب بر دست مبارك پيغمبر (ص) ميريختم مرا گفت ترا سه خصلت تعليم دهم كه بآن منتفع شوى گفتم بلى (بابى انت و امى يا رسول اللَّه) فرمود هر كه را بينى از امت من بر او سلام كن تا عمرت دراز شود چون در خانه خود در مى آيى سلام كن بر اهل خانه خودت تاخير خانهات بسيار شود و نماز شب بجا آر كه آن شعار صلحا و ابرار است كَذلِكَ هم چنان كه بيان سلام فرمود يُبَيِّنُ اللَّهُ بيان ميكند خداى لَكُمُ الْآياتِ براى شما آيتهاى حكم خود را لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ شايد كه تعقل كنيد در معالم دين خود و حق و ثواب را دريابيد حق تعالى در اين آيه تبين مكارم اخلاق نموده بجهت تنزيه بندگان از رذيلت خلق و عدم ايتلاف و در كنز العرفان مذكور است كه فقها استدلال كردهاند باين آيه بر جواز تحرف باكل نه غير آن از بيوت اقارب مذكوره باعتبار رفع جناح كه مستلزم اباحه است بشرط عدم كراهت ملاك و عدم اسراف در تصرف خواه ملاك حاضر باشد يا غايب و بعضى از فقها شرط كردهاند در اباحه كه ملاك امر كرده باشد بحضور مردمان در بيوت ايشان و ظاهر آيه عدم تقييد است بامر ايشان بدخول جبائى حكم اين آيه را منسوخ ميداند
بقوله لا يحل مال امرء مسلم الا عن طيب نفس منه
و از اهل البيت (ع) منقول است كه استثناء اين از عموم بشرط مذكور است پس از باب تخصيص سنت باشد بكتاب و در اين مقام سؤالى ايراد كردهاند و تقدير آن اينست كه اگر شرط اباحه عدم كراهت مالك باشد پس فرق چه باشد ميان بيوت مذكوره و غير آن و جواب اين آنست كه فرق بينهما باينست كه بيوت غير مذكوره بشرط علم است برضا و عدم كراهية اما در بيوت اقارب مذكوره عدم علم بكراهت كافيست و چون حقتعالى ذكر كيفيت معاشرت