تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧١ - سوره الحج(٢٢) آيات ٥٠ تا ٥٩
آن گروه از آيات حقه و آنچه شيطان القاى آن كرده از كلمات باطله شك و تردد ايشان بيشتر گرد و در كفر خود بيفزايند بجهت عدم تامل و تفكر در فرق كردن ميان حق و باطل وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ و بدرستى كه ستمكاران يعنى اين دو گروه وضع مظهر در موضع مضمر كه ان انهم است جهة اثبات ظلمست بر ايشان يعنى فرقه كفر و طايفه نفاق كه ظلم و ستمكارند بر خود بضلالت و غوايت و بر غير باضلال و اغوا لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ هر آينه در خلاف و نزاع دور و درازند و در ستيزه و عناد بىپايان يعنى بجهت فرط عناد و جحود دور افتادهاند از طريق صواب كه آن متابعت سيد عالم است (ص) وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ و ديگر آنكه حكمت در تمكين شيطان از القا آنست كه تا بدانند آنان كه أُوتُوا الْعِلْمَ داده شدهاند دانش يعنى تا اهل ايمان كه عالماند بطريق صواب و منهج حق بدانند أَنَّهُ الْحَقُ آنكه قرآن حق است مِنْ رَبِّكَ نازل از پروردگار تو و شيطان را در آن مجال تغيير و تبديل نيست فَيُؤْمِنُوا بِهِ پس ايمان آورند بقرآن يا بخدا يعنى ثابت و راسخ شوند در ايمان يا زياده گردانند ايمان را بر ايمان خود فَتُخْبِتَ لَهُ پس نرم شود و بيارامد براى قرآن يا خدا قُلُوبُهُمْ دلهاى ايشان تا بعبادت و خشيت بجهت قوة ايمان و احكام آن را قبول كنند و گويند معنى آنست كه تا آنان كه عالمند بحكمت و مصلحت حضرت عزت بدانند اين را كه تمكين شيطان از القا حقست و صادر از پروردگار از روى حكمت كه آن امتحان و ابتلا است يعنى بجهت امتياز ميان اهل كفر و نفاق و ميان اهل ايمان پس بگروند بآن و تصديق آن نمايند و قلوب ايشان خاضع و خاشع گردد مر او سبحانه را و مطيع و منقاد امر او شوند وَ إِنَّ اللَّهَ و بتحقيق كه خداى تعالى لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا هر آينه راه نماينده است آنان را كه گرويده اند إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ بسوى راه راست يعنى هر چه بر مؤمنان مشكل و متشابه گردد در دين حق تعالى ايشان را راه نمايد بنظر صحيح و فكر سليم تا بتاويلات صحيحه كه مقتضى اصول محكمه و قوانين حقه باشد تنزيل و تاويل نموده بمقصود رسند كه آن طريق حق و منهج صوابست و حيرت و شبهه بالكليه زايل گردد از ايشان و گويند مراد بصراط مستقيم طريق جنت است يعنى هدايت كنند ايشان را در قيامت ببهشت وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا و هميشه باشند آنان كه نگرويدهاند فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ در شك از قرآن يا از رسول يا از آنجا كه القاى آن كرده شيطان در تلاوت پيغمبر و ميگويند كه چه شد محمد (ص) را كه بعد از ذكر الهه ما بصفة خير از آن برگشت و پشيمان شد و ندانستند كه قايل اين شيطان بود نه پيغمبر پس دايم ايشان در شكند حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ تا وقتى كه بيايد بديشان قيامت يا اشراط آن يا مرگ كه قيامت