تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤٤ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٧٠ تا ١٧٩
در جنس معاصى كه از جمله آن اين عمل شنيع است و يا سزاوار آنيد كه بعد و آن موصوف شويد بجهة ارتكاب شما به اينجريمه عظيمه قالُوا گفتند قوم در جواب او از روى تهديد كه لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ اگر باز نهايستى اى لوط از تقبيح ما و نهى ما از آن و يا از آنچه دعوى ميكنى لَتَكُونَنَ هر آينه باشى مِنَ الْمُخْرَجِينَ از بيرون كرده شدگان از ميان ما يعنى ترا از شهر خود اخراج نمائيم و مى شايد كه عادات ايشان بوده باشد كه هر كه را خواستندى از شهر خود اخراج كردندى بعنف تمام و بر اسوء حال يعنى هم چنان كه مردمان را ببدترين احوال از شهر خود مىرانيم نيز ترا باين هيئت اخراج كنيم قالَ گفت لوط عليه السّلام إِنِّي لِعَمَلِكُمْ بدرستى كه من كردار شما را مِنَ الْقالِينَ از دشمنانم به غاية دشمنى كه توقف نميكنم بر انكار كردن بآن بايعاد و اين ابلغ است از آنكه گفته باشد كه انى لعملكم لقال بجهة دلالت آن بر اينكه وى معدود است در زمره قالين و مشهور و معروف بآنكه از جمله ايشانست هم چنان كه فلان من العلماء ابلغست از فلان عالم پس لوط روى از قوم گردانيد و آغاز مناجات كرد و گفت رَبِّ نَجِّنِي اى پروردگار من برهان مرا وَ أَهْلِي و كسان مرا مِمَّا يَعْمَلُونَ از شأمت و سوء عاقبت آنچه ميكنند مراد وى اهل ايمان بودند
و لهذا زن وى با اين كه از اهل بيت او بود هلاك گشت كما قال اللَّه تعالى فَنَجَّيْناهُ پس نجات داديم او را وَ أَهْلَهُ و اهل بيت او را أَجْمَعِينَ همه ايشان و اهل وى زن و دختر و دو داماد وى بودند همه رهايى يافتند إِلَّا عَجُوزاً مگر پير زنى يعنى زن لوط كه داخل بود فِي الْغابِرِينَ از باقى ماندگان در عذاب و مرويست كه در راه سنگى بر سر او واقع شد و او را هلاك كرد بجهت آنكه مايل بود بقوم و راضى بفعل ايشان و گويند كه در شهر مانده بود و با لوط بيرون نيامد و گفت راضيم كه بمن رسد آنچه بقوم من خواهد رسيد ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ پس هلاك كرديم ديگران را بخسف يا انقلاب شهر بر ايشان وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ و بارانيديم بر ايشان يعنى بر كسانى كه خايف بودند از ايشان از قوم ايشان و گريخته بودند مَطَراً باران را يعنى سنگها را بطريق باران بر سر ايشان بارانيديم و يا بعد از انقلاب ديار ايشان بر آن شهر سنگباران كرديم از وهب منقولست كه آن سنگ كبريت بود و آتش فَساءَ پس بد است مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ باران بيم كرده شدگان را كه ايمان نياوردند الف لام از براى