تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٠ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
بود و نشنوده بودند كه از اولاد آدم پيغمبرى بود و يا عبادت غير خدا نبايد كرد و يا اباى ايشان تصديق نبوت او نكرده بودند و از جمله عجايب اهل ضلال است كه راضى بنبوت بشر نميشوند و بالوهية او اعتقاد نمينمايند و اين غايت انهماكست در غوايت و جد و جهد ايشان در دفع حق و لهذا با آنكه ميدانستند كه نوح (ع) ارجح مردمان بود در عقل و ارزن ايشان در قول اسناد جنون باو ميكردند كما قال اللَّه تعالى حكاية عنهم إِنْ هُوَ نيست نوح ع إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ مگر مردى كه باو نوع ديوانگى است چه اگر جنون نداشتى دانستى كه بشر قابليت رسالت ندارد و يا آنكه اين كلمات كه نفى الهه است از او صادر نشدى فَتَرَبَّصُوا بِهِ پس انتظار بريد و چشم داريد باو حَتَّى حِينٍ تا هنگامى از زمان يعنى صبرى كنيد كه در اندك وقتى بميرد و از وى باز رهيم و يا از جنون بهوش آيد و ترك اين سخنان كند و پى كار خود گيرد و اگر از اين قول باز نه ايستد او را بكشيد و گويند معنى آنست كه حبس او كنيد در مدتى تا از قول خود رجوع كند و ترك اين كلام نمايد و چون نوح ع از ايمان آوردن ايشان مايوس شد بطريق مناجات قالَ رَبِ گفت اى پروردگار من انْصُرْنِي يارى ده مرا و انتقام من از ايشان بكش با هلاك ايشان يا بانجاز آنچه وعده داده از عذاب ايشان بِما كَذَّبُونِ بسبب آنچه مرا تكذيب كردند يا بدل تكذيب ايشان كما يقال هذا بذاك اى بدل ذاك و مكانه يعنى ابدال كن غم تكذيب مرا بسلوت نصرت من بر ايشان فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ پس وحى كرديم بنوح ع أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ آنكه بساز كشتى را بِأَعْيُنِنا بحفظ و نگاه داشت ما يعنى محافظت تو نمائيم تا خطا نكنى در ساختن آن يا مفسدى آن را بر تو تباه نسازد مانند كسانى كه بچشمهاى خود حفظ چيزى نمايند و آن را نصب العين خود دارند فكان از جانب خدا ملائكه حافظ نوح بودند و بعيون خود حفظ او نمودهاند تا كسى تعرض باو نرساند و مفسدى عمل او را فاسد نگرداند و منه قولهم عليه من اللَّه عين كالية و لهذا گفتهاند كه معناه كه باعين اوليائنا من الملائكة وَ وَحْيِنا و بامر ما و بتعليم ما يعنى ترا امر نمائيم كه چگونه بسازى فَإِذا جاءَ پس چون بيامد أَمْرُنا فرمان ما بسوار شدن يا نزول عذاب ما بر ايشان وَ فارَ التَّنُّورُ و بجوشد تنور يعنى وقتى كه زن تو نان پزد از ميان آتش آب برآيد مرويست كه وحى بنوح ع آمد كه كشتى را بر طريق سينه مرغ بسازد و چون بآنوجه تمام كرد بوى خطاب آمد كه چون آب از تنور جوشد در كشتى نشين و اتباع خود را در آن درآور نوح بمقتضاى اين وعده انتظار ميكشيد تا آنكه روزى زن او نان مىپخت و تنور پر از آتش بود فى الفور آب از آن بر جوشيد وى بيامد و شوهر را از اين خبر داد نوح اتباع خود را جمع كرد و همه در