تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٤ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ١٠ تا ١٩
گفتى خدا ترا برشاد رساناد و از آسمان ندا آمد كه يا جبرئيل سر بردار جبرئيل سر برداشت درهاى آسمان را ديد گشاده تا بزير عرش و خدا وحى كرد به بهشت عدن كه شاخى از شاخهاى خود فرو گذار بهشت شاخى فرو گذاشت و بر آن خوشه بود و بر آن خوشه غرفه بود از زبر جد سبز كه آن را هفتاد هزار در بود از ياقوت سرخ جبرئيل گفت يا رسول اللَّه (ص) چشم بردار رسول (ص) چشم برداشت منازل انبيا را ديد و منزل خود را بالاى همه منازل مشاهده كرد منادى ندا كرد كه راضى شدى اى محمد رسول (ص) فرمود راضى شدم اى پروردگار من آنچه بمن ميدادى در دنيا بعوض آن شفاعت امت را بمن كرامت فرما حقتعالى اجابت دعاى وى فرمود و زمام شفاعت امت در كف كفايت او نهاد و نشانه علو همت آن حضرت بدين معنى است كه با وجود تنگدستى و احتياج بگوشه چشم التفاتى بر خزاين روى زمين نيفكند بلكه در شب معراج مطلقا نظر بما سوى نگشود و بهيچ چيزا بديع ملكوت و غرايب عرصه جبروت التفات نفرمود و بجهت اين آية كريمه ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى نازل گشت و بعد از آن حق تعالى تبيين سوء اعتقاد اهل شرك و ضلال ميفرمايد و بيان مينمايد آنچه معد است براى ايشان در آخرت بر قبح اعمال ايشان و ميگويد كه بَلْ نه چنين است كه فقر و احتياج تو مانع كفار است از ايمان آوردن بتو بلكه كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ تكذيب كردند قيامت را يعنى داعى ايشان بانكار نبوت تكذيب ساعتست و عدم اعتراف ببعث و نشو و ثواب و عقاب نه بجهت آنكه طعام ميخورى و در راه ميروى و در كشاف آورده كه بل كذبوا عطفست بر آنچه مقول ايشانست يعنى تعجب مكن در تكذيب ايشان تو را بجهت اقوال مذكوره بلكه ايشان با عجب اين قول اتيان نمودهاند كه آن تكذيب ايشانست بساعت و ميتواند بود كه متصل به مايلى خود باشد كانه قال بل كذبوا بالساعة فكيف يلتفتون لى هذه الجواب و كيف يصدقونك بما وعد اللَّه تعالى لك فى الاخرة يعنى بلكه ايشان تكذيب قيامت كردند پس چگونه ملتفت جواب تو شوند و تصديق كنند بآنچه حقتعالى ترا بآن وعده داده در آخرت پس چون كه انظار و افكار ايشان قاصر است بر حطام دنيويه و غير نافذ در امور اخرويه و مظنه ايشان چنان كه كرامت منحصر است بمال اين جهان از اين جهت طعن ميكنند تو را بفقر و تكذيب مينمايند نه بجهت آنچه محال دانستهاند از مطاعن فاسده وَ أَعْتَدْنا و ما آماده كردهايم لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ براى كسى كه تكذيب نموده ساعت قيامت را سَعِيراً آتشى افروخته و از حسن مرويست كه سعير ناميست از نامهاى دوزخ و بنا بر اين صرف او باعتبار مكان باشد إِذا رَأَتْهُمْ چون ببيند آتش ايشان را يعنى منكران قيامت را اسناد رؤية بر سبيل مجاز است كما يق الجبلان يتراءان اى يتقابلان و دورهم تتراءى و تتناظر اى كان بعضها براى