تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٦ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٤٠ تا ٤٩
لَهُ الْأَمْثالَ زديم از براى ايشان مثلها يعنى بيان كرديم قصه عجيبه پيشينيان براى ايشان از تكذيب انبيا و نزول عذاب بر ايشان و تدمير ايشان بسبب آن و آنها را بآن اخبار نموده ترسانيديم و بر ايشان حجت لازم گردانيديم بفرستادن انبيا و نمودن معجزات بايشان و چون موعظه و نصيحت ايشان را نشنيدند و از انذار ايشان نترسيدند و اصرار بر انكار كرده تكذيب ايشان كردند بر ايشان عذاب نازل گردانيديم وَ كُلًّا و همه را تَبَّرْنا تَتْبِيراً نيست كرديم نيست كردنى تبتير بمعنى تفتين است و منه التبر لفتات الذهب و الفضة يعنى همه را خورد و مرد كرديم در زير زمين و بنزول عذاب بر ايشان همه را خار و خاشاك كرديم كلا اول منصوبست بآنچه مدلول عليه ضربنا است مانند انذرنا يا احذرنا و غير ذلك و دوم به تبرنا زيرا كه فارغ است از اشتغال بضمير
وَ لَقَدْ أَتَوْا و هر آينه آمدند يعنى گذشتند قريش در وقت تجارت بشام عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ بر آن دهى كه بارانيده شد بر آن مَطَرَ السَّوْءِ باران بد يعنى سنگ بارانيدن مراد از آن ده سدومست كه شهر بزرگست از مؤتفكات و لوط آنجا نشستى و بعد از انقلاب آن حقتعالى سنك بارانيد بر اهل آن و مؤتفكات پنج ديه بودند خدا چهار را هلاك كرد و يكى را كه عمل خبيث نميكردند بگذاشت و كفار قريش در متاجر خود بر آن ديار ميگذشتند أَ فَلَمْ يَكُونُوا آيا پس نبودند كه در وقت مرور خود بر آن يَرَوْنَها ديدند آن را بديدهاى خود و آثار عذاب آن را مشاهد كردند تا از آن متعظ شوند بَلْ نه آنست كه نديدند بلكه كانُوا بودند كه از روى كفر لا يَرْجُونَ نُشُوراً توقع نداشتند برانگيختن را و عاقبت جزاى خود را و از اين جهت بديده اعتبار و اتعاظ در آن نگاه نكردند و مانند چهارپايان خود بر آن مرور كردند وضع رجا در موضع توقع بجهت آنست كه متوقع عاقبت نيست مگر كسى كه اعتقاد داشته باشد بآن و لهذا نظر در آثار عذاب نميكردند و بآن متذكر نميشدند و يا رجاء بمعنى امل باشد يعنى نشور مامول ايشان نبود تا طمع ثواب بر آن داشته باشند و بجهت آن باعمال حسنه اشتغال نمايند و از افعال سيئه محترز شوند هم چنان كه شعار اهل ايمانست و يا نمى ترسيدند از بعث و نشور و اين معنى بنا بر لغت تهامه است چه نزد ايشان نشور بمعنى خوفست بعد از آن از حال كفار كه وصف ايشان گذشت بپيغمبر خبر ميدهد كه وَ إِذا رَأَوْكَ و چون ميبينند تو را اى محمد ص آن مشركان معاند و كافران جاهد إِنْ يَتَّخِذُونَكَ فرا نمىگيرند ترا إِلَّا هُزُواً مگر مهروبه يعنى كسى كه با او استهزا كنند مراد آنست كه بتو استهزا ميكنند و استصغار ميكنند و از روى تهكم و سخريه مى