تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٤٨ - سوره الحج(٢٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
آنست كه عدم هلاكت و استيصال او بجهت بركت و ميمنت سيد عالم بود چه همه امت او محفوظاند از عذاب استيصال در دنيا و گويند تسميه وى بعتيق بجهت قدم عهد آنست زيرا كه بانى آن آدم (ع) بوده كقوله إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ الاية و بعد از طوفان ابراهيم (ع) تجديد آن نمود و بعد از آن عمالقه و در بعضى ديگر از روايات آمده كه چون آدم (ع) بزمين هبوط نمود ملائكه او را گفتند كه
طف حول هذا البيت فقد طفنا قبلك بالفى عام
طواف اين خانه كن كه ما بدو هزار سال قبل از تو طواف اين كردهايم و قبل از آدم آن خانه را صراح مىگفتند و در زمان طوفان نوح آن را بآسمان چهارم بردند و در محاذى آن بناى بنهادند و همه ملائكه مامور شدند بطواف آن تا روز قيامت و بعضى ديگر گفتهاند كه تسميه آن بعتيق بجهت آنست كه بيت كريمست و بانى آن كريم و عتيق بمعنى كريم آمده كما يقال (عتاق الخيل الكريم منها) و وجه اول كه عتق آنست از طوفون از طوفان از امام محمد باقر (ع) مرويست و ثانى قول مجاهد و سفيان و ثالث از ابن عباس و رابع از ابن زيد و حسن و بدانكه علما را در اين طواف خلافست نزد بعضى مراد طواف زيارتست زيرا كه آن از اركان حج است بلا خلاف و نزد جماعت ديگر طواف صدر كه آن را طواف وداع ميگويند و از اصحاب ما مرويست كه آن طواف نسا است كه وطى نسا بآن مستباح ميشود و اين بعد از طواف زيارتست چه طايف هر گاه از طواف زيارت فارغ شد همه چيزى بر او حلال ميشود مگر نسا و چون طواف نسا را بجا آورد نسا بر او حلال شوند و در كنز العرفان آورده كه وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ صريحست در امر بطواف كعبه كه دالست بر وجوب باتفاق ليكن اين مجمل است و بيان آن معلوم شده از قول پيغمبر (ص)
كقوله حذوا عنى مناسككم
پس آن شامل طواف زيارت نسا است و غير آن از طواف عمره و حج و تخصيص آن بطواف زيارت يا نسا بدون غير آن بىوجه باشد و امر بطواف بعد از ذكر تفث كه شامل طواف و غير آنست از مناسك از قبيل عطف خاص است بر عام بجهت اشعار بمزيت فضل طواف بر غير آن از مناسك چون قوله تعالى وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ و قوله فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ و قوله
ذلِكَ خبر مبتداى محذوف است اى (الامر ذلك) يعنى امر حج و مناسك آن اين است كه مذكور شد مانند هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ و امثال اين را فصل بين الكلامين مى گويند چه فاصل است ميان كلام اول و كلام ثانى پس قوله وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ ابتداء كلام است يعنى هر كه بزرگ دارد حرمتهاى خدا را يعنى حرمت احكام او را كه هتك او حلال نيست نگاه دارد و خلاف آن نكند فَهُوَ پس آن تعظيم كه حفظ احكام او سبحانه است و امتثال آن خَيْرٌ لَهُ بهتر است مر او را عِنْدَ رَبِّهِ نزد پروردگار او از روى پاداش و مجازات او پس مراد بحرمت