تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٠ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٧٠ تا ٧٩
ايشان آوردهاند كه چون ثمامة بن اثان حنفى اسلام آورد به يمامه رفت و نگذاشت كه از يمامه طعام بمكه آرند و اثر دعاى پيغمبر (ص) بر اهل مكه رسيده ببلا و قحط گرفتار گشتند تا بمرتبه كه مرده و مردار و علهز ميخوردند ابو سفيان بمدينه آمد و با حضرت رسالت گفت نه تو دعوى ميكنى كه من رحمت عالميانم فرمود بلى گفت پس اين چيست كه اهل مكه را هدف تير دعا و نفرين كردى و ايشان را بقحط و غلا مبتلا ساختى و پدران ايشان را بشمشير كشتى و فرزندان را بآتش گرسنگى سوختى آيه آمد كه وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ و بدرستى كه فرا گرفتيم اهل مكه را بِالْعَذابِ بعذاب قتل در روز بدر فَمَا اسْتَكانُوا پس فروتنى نكردند لِرَبِّهِمْ مر پروردگار خود را وَ ما يَتَضَرَّعُونَ و تضرع و زارى نكردند بلكه هم چنان بر سر كشى و نافرمانى خود بايستادند و استكانت يا استفعال ماخوذ از كون چه مفتقر منتقل ميشود از كونى بكونى و از حالى بحالى و يا افتعالست مشتق است از سكون و الف براى اشباع يعنى ايشان از حالت استكبار بحالت اظهار و افتقار رجوع نكردند و يا مطمئن و آرميده نشدند مر امر آفريدگار خود را و طريق ضراعت پيش نگرفتند و از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه استكانت دعا است و تضرع دست برداشتن در نماز يعنى ايشان خداى خود را نخواندند و در نماز دستها برنداشتند بدرگاه او و بدان كه ايثار فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ بر و ما تضرعوا لربهم و يا بر فما يستكنون بجهة آنست كه معنى مراد آنست كه ما ايشان را ممتحن ساختيم پس در عقب امتحان استكانت از ايشان ظاهر نشد و هرگز عادت ايشان اين نبود كه متضرع باشند و اين استشهاد است بر عدم استكانة ايشان بقتل حاصل كه بر كفر و استكبار خود ثابت بودند و اصلا قدم در طريق تنزل و تضرع عبودية پروردگار خود نمينهادند حَتَّى إِذا فَتَحْنا تا چون بگشاديم عَلَيْهِمْ باباً بر ايشان درى ذا عَذابٍ شَدِيدٍ كه خداوند عذاب سخت بود يعنى جوع كه شدت او از قتل و اسر بيشتر است إِذا هُمْ آن گاه ايشان فِيهِ مُبْلِسُونَ در آنعذاب نااميدان بودند از همه چيز و يا سرگردان و فروماندگانان و اندوهناكان تا حدى كه اغنياى ايشان از تو طلب عطوفت و مرحمت مينمايند ابلاس بمعنى يأس است از كل خير و نزد بعضى بمعنى سكوتست يا تحير از جبائى مرويست كه مراد بعذاب اول قتل يا قحطست و به دوم عذاب جهنم كقوله تعالى وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ و قوله لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ و از جبائى مرويست كه مراد به دوم روز فتح مكه بود كه خوار و ذليل گشتند و ابو جعفر (ع) فرموده كه
هو الرجعة
يعنى عذاب شديد در روز رجعة ايشان باشد بعد از آن تذكير نعمة خود ميكند بر ايشان از روى توبيخ و تقريع بر سبيل التفات از غيبت بخطاب ميفرمايد كه