تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٩ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٦٠ تا ٦٩
أَوْ أَرادَ شُكُوراً يا خواهد كه سپاس دارى كند نعمت خداى را يعنى تا وقت باشند از براى متذكرين ورد و شاكرين و قضا نمايندگان امر فوت شده و مراد آنست كه هر كه وردى يا شكرى از او فوت شود در احدهما تدارك آن نمايد در وقت ديگر از آنها و اين قول ابن عباس و حسن است و از ابى عبد اللَّه (ع) مرويست كه
معناه ان تقضى صلوة النهار بالليل و صلوة الليل بالنهار
و از حسن نقلست كه (من فاته عمله من التذكر و الشكر بالنهار كان له فى الليل مستعقب و من فاته بالليل كان له فى النهار مستعقب) مفسران ديگر در تفسير اين فرمودهاند كه اختلاف ليل و نهار نمود و متعاقب يكديگر ايجاد فرمود براى كسى كه خواهد ياد كند بدايع قدرت و صنايع فطرت را در ايجاد ليل و نهار و بجهت آن عالم شود كه ناچار است آن را از صنايع حكيم واجب بالذات رحيم بر عباد يا خواهد سپاسدارى و شكرگزارى نمايد بر نعمتهاى حضرت بارى كه تعاقب شب و روز از آن جمله است چه روز سبب معاش است و شب وسيله راحت و آسايش و از ابى بن كعب ماثور شده كه معنى آنست كه تعاقب و تتابع ليل و نهار براى آنست كه تا نظر كند ناظر در اختلاف آنها و بداند كه لا بد است مر انتقال و تغيير آن را از حالى بحالى از ناقلى و مغيرى و استدلال كند باين بر عظم قدرت او و يا شكر كند بر نعمتى كه مندرج است در تحت آن از سكون در ليل و تصرف در نهار كما قال اللَّه تعالى وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ بعد از آن در صفت بندگان منقاد خود ميفرمايد كه وَ عِبادُ الرَّحْمنِ و بندگان يا پرستندگان خداى بسيار رحمت كننده يعنى راسخ در عبادت او و بنا بر اين جمع عابد است چون و تاجر تجار اضافه براى تخصيص است و تفضيل و در فصول آورده كه چنانچه اسم رحمن خاص است بحق سبحانه اين عباد كه صفات ايشان در اين آيه مىآيد نيز خواص بارگاه اويند حاصل كه اين بندگان خداى الَّذِينَ يَمْشُونَ آنانند كه ميروند عَلَى الْأَرْضِ بر روى زمين هَوْناً از روى تواضع و افتادگى و يا بسكينه و وقار نه از اشر و بطر هم چنان كه ذى متكبرانست و لهذا
قال ابو عبد اللَّه ع هو ان يمشى الرجل بسجيته التي جهل عليها لا يتكلف و لا يتبختر
و يا ميروند بردباران و نيكوكاران و يا عفو نمايندگان و پرهيزكاران و ميتواند بود كه هون مصدر موصوف به باشد و تقدير اينكه يمشون مشيا هينا يعنى ميروند رفتنى بخوارى و شكستگى و يا آنكه منصوب باشد بر حاليت أي هنين يعنى در حالتى كه متواضع و متذلل باشند وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ و چون خطاب كنند مر ايشان را نادانان و سخنى بى ادبانه بديشان گويند قالُوا