تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٢ - سوره الحج(٢٢) آيات ٧٠ تا ٧٨
و استحسان پس تسميه آن بمثل از قبيل تسميه مشبه است بمشبه به نه آنكه مراد از آن مثل ساير باشد زيرا كه بيان آن بر اين وجه ميكند كه إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ بدرستى كه آنان را كه ميخوانيد از بتان و آن سيصد و شصت بت بودند كه بر حوالى خانه كعبه نهاده بودند يعنى همه اين بتان كه ميپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى بحق لَنْ يَخْلُقُوا هرگز نيافرينند يعنى قادر نباشند كه بيافرينند ذُباباً مگسى را با وجود صغر جثه وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ و اگر چه اجتماع كنند و اتفاق نمايند براى آفريدن آن اين كلام با جواب مقدر در موضع حالست و ايراد آن براى مبالغه است يعنى نتوانند كه مگسى را خلق كنند در حالتى كه مجتمع باشند و معاون يكديگر بر ايجاد آن فكيف كه منفرد باشند و ذباب مشتق است از ذب بمعنى مذبوب بمعنى دفع و تسميه مگس بآن بجهت آنست كه آدمى آن را از خود دفع و منع ميكند و جمع آن اذبه است و ذباب وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ و اگر بربايد مگس از ايشان شَيْئاً چيزى را از طيب و عسل و غير آن كه بدان آلوده باشند لا يَسْتَنْقِذُوهُ نمىتوانند رهانيد آن را يعنى باز نمىتوانند ستدن آن چيز مِنْهُ از مگس رسم مشركان عرب آن بود كه بتان را بعسل و خلوق كعبه مىاندودند و درهاى بتخانه بر ايشان مىبستند مگسان از روزن درآمده آنها را مىخوردند و بعد از چند روز كه اثر طيب و عسل بر آن بتان نبود شادى ميكردند كه الهه ما آنها را خوردهاند حقتعالى از ضعف و عجز بتان خبر داد كه آنها نه بر آفريدن مگسى قادرند و نه بر دفع ايشان از خود و اثبات فرط جهالت ايشان نمود به اينكه شريك ساختند بخدايى كه قادر است بر جميع مخلوقات و مقدورات و متفرد بايجاد همه موجودات تماثيلى را كه عاجزترين همه اشياءاند و بجهت نهايت عجز قادر نيستند بر خلق اقل اشياء و اذل آنها اگر چه همه مجتمع و متفق شوند بر آن بلكه قوت ندارند بر مقاومت اين اقل و ادل و عاجزند از دفع آنها از خود و استنقاذ آنچه خطف آن كردهاند از ايشان ضَعُفَ الطَّالِبُ سست و عاجز است جوينده يعنى مگس كه رباينده طيب و عسل است از صنم وَ الْمَطْلُوبُ و ضعيف است طلبكرده شده يعنى بت كه در كمال عجز است يا ضعيفست صنم كه طالب استنقاذ شود از مگس و سست است مگس كه خواهد طلب استرداد كند از او و بر هر تقدير مراد ضعف اصنام و دباب است و از ضحاك منقولست كه طالب مشركست و مطلوب صنم يعنى سست و عاجزند پرستنده و پرستيده شده كه مشرك و صنماند و بحقيقت معبود مشرك بمراتب اضعف از او است و از مگس چه بتان از قسم جماداتند و مشرك و ذباب از نوع حيوان و بدانكه نزد بعضى مراد بضرب مثل بيان مثلى است كه در سوره عنكبوت مذكور است و هو قوله مَثَلُ الَّذِينَ