تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٤١ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
فَاتَّقُوا اللَّهَ پس بترسيد از خدا بترك شرك و امل دور و دراز كه خير دنيا و عقباى شما در آنست وَ أَطِيعُونِ و فرمان بريد مرا در اوامر و نواهى و جميع احكام الهى وَ لا تُطِيعُوا و اطاعت مكنيد أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ فرمان آن كافران را كه مسرفند بر نفس خود بكفر و طغيان مراد رؤساى ايشانست كه رهط بودند كه قصد هلاك صالح كردند پس در صفت ايشان ميفرمايد كه الَّذِينَ يُفْسِدُونَ آنان كه تباهى ميكنند فِي الْأَرْضِ در زمين حجر وَ لا يُصْلِحُونَ و بصلاح نميآرند كار خود را اين جمله موصوله براى بيان و صفتيست كه موضح اسراف ايشانست و عطف لا يصلحون و يفسدون بجهة دلالت است بر خلوص فساد ايشان و عدم شوب صلاح بآن و استعاره طاعت كه بمعنى انقياد آمر است از براى امتثال امر يا نسبت حكم آمر بامر او بر سبيل مجاز است قالُوا گفتند قوم ثمود در جواب صالح إِنَّما أَنْتَ جز اين نيست كه تو مِنَ الْمُسَحَّرِينَ از جادو كرده شدگانى يعنى جادوى بسيار بتو كردهاند تا عقل تو مغلوب شده و باين مرتبه سفيه و بيخرد گشته و اين سخنان مىگويى و گويند مسحرين بمعنى ذوى سحر است كه آن بمعنى ريه است يعنى از جنس بشرى نه از نوع ملك و بنا بر اين قوله ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تاكيد آن باشد يعنى نيستى تو مگر آدمى مانند ما بصورت بشرية چون قوم صالح وابسته صورت بودند و صالح را بصورت خود ديدند و از حقيقت حال وى محجوب شدند بهانه پيش گرفته گفتند تو مثل ما بشرى پس دعوى رسالت چرا ميكنى چون ترك اين دعوى نميكنى و در اين باب مصرى فَأْتِ بِآيَةٍ پس بيار نشانه از خوارق عادت إِنْ كُنْتَ اگر هستى تو مِنَ الصَّادِقِينَ از راستگويان در دعوى خود صالح فرمود چه ميطلبيد تا بشما بنمايم ايشان اقتراح كردند كه از اينسنگ معين ناقه كه ده ماه از حمل او برآمده باشد بيرون آر و چون بيرون آيد فى الحال وضع حمل نمايد صالح بعد از اقتراح اين آيه متفكر شد جبرئيل آمد و گفت دو ركعت نماز بگذار و اين ناقه را از حق تعالى در خواه صالح باين عمل نموده فى الحال بدعاى وى ناقه كه مدعاى ايشان بود از سنگ بيرون آمد قالَ گفت صالح (ع) هذِهِ ناقَةٌ اين ناقهايست كه شما طلبيدهايد لَها شِرْبٌ مر او راست نصيبى از آب وَ لَكُمْ و مر شما راست شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ آبشخور روزى دانسته يعنى يك روز از آن او است و يك روز از براى شما مانند شرب سقى وقيت است بمعنى حظى و نصيبى از سقى و قوتست حاصل كه صالح فرمود كه شما اقتصار نمائيد بر