تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦٧ - سوره النمل(٢٧) آيات ١ تا ٩
به بيخ درخت آمد و چون زير درخت آمد باز بر سر درخت رفت از آن حال متحير فروماند گويند آتشى بود محرق مانند ساير آتشها و بر هر تقدير چون موسى (ع) بآنجا رسيد نُودِيَ ندا كرده شد أَنْ بُورِكَ بآنكه بركت داده و بكثرت خير فايز باد مَنْ فِي النَّارِ هر كه در مكان آتش است كه آن بقعه مباركه مذكوره است هم چنان كه در كريمه نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ وَ مَنْ حَوْلَها و هر كه گرداگرد مكان آتش است و نواحى آن بدان كه ان در ان بورك تفسيريه است زيرا كه ندا در معنى قولست پس ان بورك بمعنى بورك باشد و يا آنكه مصدريه است و يا مخففه از مثقله پس تقدير اين باشد كه بان بورك و بنا بر آنكه مخففه باشد تخفيف آن اگرچه مقتضى تعويض است به لا يا قد يا سين يا سوف ليكن ان بورك دعا است و آن مخالف غير خود است از اخبار در احكام كثيره و ظاهر آنست كه من فى النار و من حولها عام باشد و شامل هر كه در اين واديست و حوالى آن و ارض شام كه موسوم است بكثرة بركات چه آن مبعث انبيا است و مجمع احياء و اموات ايشان و مهبط وحى بر ايشان خصوصا اين بقعه كه حقتعالى با موسى در آن تكلم فرمود و نزد بعضى مراد باول موسى است و بثانى ملائكه كه حاضر بودند آنجا و ابن عباس و سعيد بن جبير گفته كه مراد بنا نور است و مراد به من او سبحانه و معنى من بورك قدس است يعنى منزه است آنكه در اين نور است نه بمعنى مكان بلكه بمعنى علم و حفظ و بمعنى آنكه موسى را از آنجا ندا كرده و كلام خود را آنجا ايجاد فرموده و موسى در آنجا سخن او را بشنيد و نزد بعضى در كلام چيزى محذوفست و تقدير اينكه بورك من فى النار قدرته و سلطانه و آياته و بنا بر آنكه مراد بمن فيها موسى است معنى اينست كه من فى طلبها و مجاهد گفته كه من زايده است اى بورك فى النار و فيمن حولها و گويند من بمعنى ما است كقوله فمنهم من يمشى و بر هر تقدير تصدير اينخطاب به اين كلام بشارتست به آنكه حقتعالى از براى موسى امرى عظيم حكم خواهد فرمود كه بركت آن در اقطار شام منتشر گردد و آن تكليم است با او و استنباى او و اظهار معجزات بر دست او وَ سُبْحانَ اللَّهِ و پاكست خداى رَبِّ الْعالَمِينَ كه پروردگار عالميان است از تشبيه اين از تتمه آن چيزى است كه موسى ندا كرده شد بآن تا از سماع كلام او سبحانه توهم تشبيه نكند و بجهت تعجب از عظمة اين امر و يا تعجب موسى از اين و ذكر رب العالمين بجهت تنبيه است بر آنكه اين امر از جلال امور و عظام شئونست آوردهاند كه چون موسى اين ندا بشنود از آن متعجب شده با خود گفت آيا اين ندا كننده كه باشد باز ندا آمد كه يا مُوسى إِنَّهُ اى موسى بدرستى كه شان و قصه اينست كه أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ