تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٥ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٣٠ تا ٣٩
و از اين جانب كه تعلق بآذربايجان داشت آتش پرست و جمعى از ايشان دختران خانگى را پرستيدندى و چون سى سال بر دختر بر آمده او را گذاشته دختر ديگرى را پرستش كردندى حقتعالى بايشان پيغمبران را ميفرستاد و ايشان ميكشتند تا آنكه در يك ماه سى پيغمبر فرستاد هر روز يكى تا همه را بكشتند پس باز پيغمبرى فرستاد و وليى را با او معاون ساخت تا جهاد كند و مقرر چنان بود كه پيغمبر دعوت كند و ولى جهاد نمايد پس ولى بايشان در مقام مجاهده بر آمد و ايشان نيز با او مقاتله كردند حقتعالى ميكائيل را فرستاد در وقتى كه گندم در دانه بود و در اينوقت زرع بآب محتاجتر باشد و امر كرد باو كه همه آبهاى ايشان را بدريا گشود و همه كاريزها و چشمها را در بند داشت و جمعى ديگر از فرشتگان را فرمود تا آن بقيه آب كه از چشمه و كاريز بيرون آمده بود همه را خشك كردند و همه چهارپايان را هلاك كردند پس حقتعالى بادى فرستاد تا اثاث و متاع و مال صامت ايشان را در سر كوهها و بيانها و شكستها پراكنده گردانيد و آنچه در موضعى پنهان كرده بودند زمين را امر كرد تا خسف كرد و فرو برد پس ايشان نه آب داشتند كه بياشامند و نه طعامى كه بخورند گروهى اندك ايمان آوردند و از ميان ايشان بيرون رفتند و ايشان بيست و يك مرد بودند و چهار زن و دو كودك و باقى كه ماندند همه هلاك گشتند بتشنگى و گرسنگى چون ايشان هلاك گشتند آنان كه قبول ايمان كرده بودند چون باز آمدند شهر را خراب و خانمان را زير و زبر ديدند پس باخلاص تمام دست بدعا برداشتند گفتند خداوندا ما را ابى اندك ده آن مقدار تا زرع كنيم كه سبب معيشت ما شود زياده از آن مده تا طاغى نشويم حقتعالى بجهت صدق نيت و خلوص عقيده ايشان آب را زياده از آنچه خواستند بايشان كرامت فرمود پس ايشان كمر اطاعت الهى بر ميان بسته هميشه بطاعت و عبادت مشغول بودند تا كه موت بديشان رسيد و بعد از نسل ايشان اهل نفاق پديد آمدند كه در ظاهر ايمان داشتند و در باطن كافر بودند حقتعالى ايشان را فرو گذاشت پس ايشان در معاصى توغل كردند و از جمله معاصى ايشان آن بود كه عمل قوم لوط پيش گرفتند و از زنان مهاجرت كردند و زنان بجهة اين شبق شدند شيطان بصورت عجوزه برآمده نزد ايشان آمد و گفتهاند كه ان دهاث بنت ابليس بود كه نزد ايشان آمد و مساحقه را تعليم ايشان كرد و پيش ازين زمان هيچ كس از زنان اين عمل قبيح نكرده بود پس حقتعالى در اول شب صاعقه بر ايشان گماشت و تا آخر شب همه هلاك شدند و منازل ايشان همه خراب شد القصه حق تعالى ميفرمايد كه ما هلاك كرديم اصحاب رس را وَ قُرُوناً و اهل قرنهايى كه بودند بَيْنَ ذلِكَ ميان اين قبايل عاد و ثمود و اهل رس كَثِيراً قرنهاى بسيار كه جز خدا كسى ايشان را نداند و گويند مراد ميان نوح (ع) و اصحاب رس است و قرن هفتاد سالست و نزد بعضى چهل وَ كُلًّا و هر يك از اين امتان ضَرَبْنا