تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٨ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٤٠ تا ٤٩
كفة حسنات
بار خدايا كه تواند كه كفه آن را از حسنات پر گرداند خطاب رسيد كه يا داود انى اذا رضيت عن عبدى ملأتها بتمرة اى داود اگر از بنده خود راضى باشم آن كفه را بيكخرما پر سازم و در تيسير آورده كه ايراد ميزان بلفظ جمع با آنكه يكى خواهد بود بجهت تعظيم شان او است چنان كه يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا نسبت با حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله يا آنكه چون اعمال هر يك از مكلفان بدان مىسنجيدند پس گوييا باعتبار هر يك از ايشان ميزانيست و ح جمعيت او باضافه با جميع است و نزد بعضى هر كس را علاحده ميزانيست كه عمل او را بدان بسنجند اگر كسى گويد كه اعمال اعراضاند پس چگونه در ميزان بوزن درآيند گوئيم كه جواب از اين بيكى از دو وجه است يكى آن كه صحايف اعمال را بوزن درآرند و آنها از قسم اجساماند دوم آنكه در كفه حسنات بعوض آن جواهر بيض مشرقه وضع كنند و در كفه سيئات بعوض آن جواهر شود مظلمه چنانچه آثار مخبر است بآن فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ پس ستم ديده نشود نفسى شَيْئاً چيزى را از حق خود يعنى از نيك و بد هيچ عملى ناسنجيده نگذارند و از ثواب طاعت محسن هيچ باز نگيرند و در عقاب مسيء نيفزايند بلكه همه بقدر طاعت و معصيت خود مثاب و معاقب گردند وَ إِنْ كانَ و اگر باشد عمل مِثْقالَ حَبَّةٍ همسنگ دانه مِنْ خَرْدَلٍ از سپندان كه اصغر حبات است أَتَيْنا بِها بياريم آن را يعنى حاضر سازيم آن را و در ترازوى حساب نهيم و بر وفق آن مجازات دهيم ضمير بها راجع بمثقالست و تانيث آن بجهت اضافه مثقالست بحبة كقولهم ذهبت بعض اصابعهم وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ و پسنديدهايم ما شمار كنندگان مر اعمال بندگان را چه كمال علم و جمال عدل مخصوص بما است پس ما كافى باشيم در آنكه حساب بندگان كنيم و بنقير و تطمير آن وارسيم نزد ابن عباس حاسبين بمعنى عالمين و حافظين است زيرا كه هر كه حساب شيئى ميكند البته عالمست بآن و حافظ آن و بنا بر تفسير اول بمعنى محصين است چه حسب بمعنى عد است و اين قول سدى است و بدانكه چون حق سبحانه در ما تقدم ذكر وحى فرمود و بيان نمود كه انذار سيد عالم صلى اللَّه عليه و آله بطريق وحى است نه كه از پيش خود تخويف و تهديد كفار ميكند در عقب آن ذكر انزال تورية مينمايد بر موسى و هارون تا معلوم بندگان شود كه هم چنان كه تورية وحى الهيست قرآن نيز از نزد وى نزول اجلال يافته بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و مىفرمايد وَ لَقَدْ آتَيْنا و بدرستى كه داديم ما مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ موسى و برادر او هارون را كتابى جدا كننده ميانه حق و باطل وَ ضِياءً و روشنى يعنى كتابى روشن كه متابعان او بوسيله آن از ظلمات وادى حيرت و جهالت و ضلالت خلاص شده و روى بمنزلگاه اقامة و