تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٦ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
زمانست كه اخذ صيحه را مصدر بكلمه فا گردانيد و فرموده كه فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ پس فرا گرفت ايشان را صيحه يعنى جبرئيل فريادى عظيم كرد كه دلهاى ايشان بشكافت و بمردند جمعى كه اين قوم را ثمود گفتهاند دليل ايشان آنست كه عذاب صيحه مر قوم ثمود را بوده و آنان كه گويند كه قوم عاد بودهاند دليل ايشان آنست كه در سوره اعراف و هود و شعرا بعد از قصه نوح قصه عاد واقع شده پس اينجا نيز بهمان قرينه مراد عاد باشد چنان كه مذكور شد و بنا بر اين قول هر عذابى كه سبب استيصال باشد صيحه توان گفت و بر هر تقدير بگرفت ايشان را صيحه بِالْحَقِ بوجهى ثابت كه هيچ دافعى نبود آن را يا بعدل از جانب خدا كقولك (فلان يقضى بالحق اى بالعدل) يا بوعد صدق يا باستحقاق ايشان مر آن عذاب را فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً پس گردانيديم ايشان را چون خاشاك آب آورده تشبيه ايشان فرموده درد مار و هلاكت به غثاء كه حميل سيلست مانند اوراق و عيدان كهنه و سياه شده و غير آن كتول العرب (سأل به الوادى لمن هلك) و منه قوله تعالى فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى يعنى دمار از ايشان برآورديم و همه را هلاك و نابود ساختيم چون خس و خاشاك و غير آنكه سيل آن را باطراف افكند و سياه و كهنه و پوسيده و ريزيده گردد فَبُعْداً پس دوريست يا دورى باد از رحمت خدا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ مر گروه ستمكاران را اين كلام احتمال اخبار و دعا دارد و بعدا مصدر بعد است بمعنى هلك و اين و امثال اين چون سحقا و ذفرا مصادر موضوعهاند در مواضع افعال ايشان كه معهود نشده است اظهار افعال ايشان و لام براى بيان كسى است كه موعود عليه است ببعد و وضع ظاهر در موضع ضمير بجهة تعليل بعد و هلاكت است ثُمَّ أَنْشَأْنا پس آفريديم و پيدا كرديم مِنْ بَعْدِهِمْ از پس ايشان قُرُوناً آخَرِينَ قرنهاى ديگران را چون قوم لوط و شعيب و غير ايشان از اهل اعصار و نزد ابن عباس مراد بنى اسرائيلند ما تَسْبِقُ پيشى نتوانست گرفت مِنْ أُمَّةٍ هيچگروهى أَجَلَها بر وقتى كه عذاب ايشان را در آن مقرر كرده بوديم وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ و نه باز پس مانند از ان اجل من مزيده براى استغراقست مراد آنست كه در وقتى كه هلاكت ايشان در آن محدود و معين شده بود به هيچ وجه سمت تقدم و تاخر نپذيرفت و هيچكس قبل از آن وقت يا بعد از آن هلاك نگشت بلكه در همان وقت معذب و مستاصل شدند ذكر اين كلام براى وعيد مشركانست و گويند مراد از اين اجل وقتيست كه مرگ هر كسى در آن مقرر شده يعنى هيچكس از امم قبل از اجل مضروب خود و بعد از آن نميرد بلكه در آن