تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩٦ - سوره الفرقان(٢٥) آيات ٧٠ تا ٧٧
كذب يا غير آن از مقابح و اصل زور تمويه است و آراستن باطل است بآنچه موهم آن باشد كه حق است يعنى باطل را بصورت حق نمودند و تزوير از اين ماخوذ است و بنا بر قول اول در كلام مضاف محذوفست اى لا يشهدون شهادة الزور و اولى حمل آية است بر عموم يعنى عباد الرحمن متنفرند از محاضره كذابين و خطابين و ساير اهل فسق و ارباب بطلان پس حاضر نميشوند در مجالس ايشان و نزديك آن نميگردند بجهت تنزه از مخالطت شر و اهل شر و براى صيانت دين خود از چيزى كه ثلم آن نمايد زيرا كه مشاهده باطل شركت است در آن و لهذا گفتهاند كه (النظار الى كل ما لم تسوغه الشريعة هم شركاء فاعليه) يعنى نظر كنندگان بهر چه شريعت تجويز آن نكرده شريكانند يا كنندگان آن چه حضور ايشان دليل است رضا بآن و موجب كثرت اهل مجلس آن و ديگر آنكه علت حاضر شدن در آن استحسان نظار است و رغبت ايشان در نظر كردن در آن در مواعظ عيسى بن مريم (ع) واقع شده كه و اياكم مجالسة الخطا بين وَ إِذا مَرُّوا و چون بگذرند اين بندگان حميد الخصال بِاللَّغْوِ بچيز ناپسند عقلا و غير مجوز شرعا مَرُّوا كِراماً بگذرند در حالتى كه كريمان و بزرگواران باشند يعنى مكرم نفس خود باشند و دور دارند او را از آنكه بايستند بر آن و خوض نمايند در آن و از جمله مرور بر وجه كرام اغضا است از فواحش و صفح از ذنوب و كناية از آنچه مستهجن باشد تصريح بآن و امثال آن يق تكرم فلان عما يشينه اذا تنزه و اكرم نفسه عنه و گويند مراد آنست كه اگر دشنام بشنوند از آن اعراض نمايند و كسى كه استعانه جويد از ايشان بر امر حقى اعانت به ايشان كنند و از ابى جعفر (ع) و مجاهد مرويست كه اذا ذكر الفرج كفوا عنه و كلبى گفته كه مراد بلغو معاصى است يعنى چون باهل لغو بگذرند زود گام برگيرند و بروند و نفس خود را بزرگ دارند از آنكه توقف نمايند و با ايشان در آنكار شروع كنند و در مجمع آورده كه اصل لغو فعليست كه هيچ فايده در آن نباشد و لهذا كلمه بىفايده را لغو گويند و اين اعم از معاصى است چه فعل ساهى و نامى را لغو ميگويند و حال آنكه متصف بمعصيت نيست ابراهيم بن ميسره گفته كه عبد اللَّه مسعود جايى بگذشت رسول (ص) فرمود
ان ابن مسعود اصبح كريما
وَ الَّذِينَ و ديگر بندگان حق آن كسانند كه إِذا ذُكِّرُوا چون پند داده شوند بِآياتِ رَبِّهِمْ بآيتهاى پروردگار ايشان يعنى مواعظ قرآن يا كلمات زاجره آن لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها بر روى نيفتادندى بر آن صُمًّا در حالتى كه كران باشند و نشنوند آن را وَ عُمْياناً و كوران كه نبينند انوار آن را يعنى اقامت نكنند بر آن در حالتى كه نشنوند آن را و نبينند آن چيزى را كه در او است مانند كسى كه اصلا نشنود و نبيند چون منافقان و اشياع و اتباع ايشان كه بجهت اظهار