تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٨ - سوره المؤمنون(٢٣) آيات ١٠ تا ١٩
ماخوذ از كرم مفردس اى مغرس و تانيت ضمير باعتبار اينست و در روايت آمده كه حقتعالى فردوس را بنا كرد خشتى از طلا و خشتى از نقره و خلال آن خشتهاى بجاى گل مشك ازفر نهاد و در روايت ديگر آمده كه خشتى از آن از طلا بنا نهادند و خشتى از نقره و خشتى از مشك و فواكه لذيذه و رياحين طيبه را در آنجا غرس فرموده و چون حق سبحانه بيان نعمت جنت نمود براى اهل ايمان تنبيه ايشان كرد بر اعظم نعمت دنيويه كه ايجاد ايشان است بر احسن وجه و فرمود كه وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ و بدرستى كه آفريديم آدم را مِنْ سُلالَةٍ از خلاصه و نقاوه بيرون كشيده شده مِنْ طِينٍ از گل اين جار مجرور متعلق است بمحذوفى كه صفت سلالة است اى حاصله من طين يا آنكه من بيانيه است و يا متعلق است بسلاله بجهة آنكه در معنى مسلوله است پس من از براى ابتدائيه باشد هم چنان كه اولى و مراد بالانسان ابو البشر (ع) است كه آدم صفى است كه مخلوقشده از صغوه و خلاصه مسلول و بيرون كشيده شده از طين و يا مراد جنس است زيرا كه همه آدميان مخلوق شدهاند از سلالاتى كه بعد از ادوار نطف شدهاند چه نطف از نباتات حاصل شدهاند بىواسطه چون حنطه يا بواسطه چون لحوم و نباتات از اجزاى ارضيهاند كما قال منها خلقناكم و گويند مراد بطين آدم است زيرا كه وى از آن مخلوق گشته و سلالة نطفه او يعنى بيافريديم آدميان را از منى كه بيرون آمد از گل كه آدم است على الخاتم و عليه السلام ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً در كلام مضاف محذوف است اى ثم جعلنا نسله يعنى گردانيديم نسل آدم را از نطفه مراد آنست كه آفريديم ذريه او را از آب منى و بنا بر تفسير ثانى معنى آنست كه گردانيديم سلاله را بنطفه و بنا بر اين تذكير ضمير بر تاويل جوهر است يا مسلول يا ماء و قوله فِي قَرارٍ مَكِينٍ متعلق است به محذوف اى نطفة مستقرة فى قرار مكين و قرار بمعنى مستقر است كقوله جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً اى مستقرا يعنى نطفه قرار گرفت در قرارگاه استوار كه رحم است و وصف محل كه مستقر است بمكانت كه محل است يا آنكه حقيقت صفت نطفه است كه حال است و مستقر در رحم بجهت مبالغه است هم چنان كه تغيير مستقر بقرار كقولك طريق ساير و ميتواند بود كه وصف رحم بمكانت بر حقيقت خود باشد چه رحم فى نفسها ممكنست و محروز و محفوظ از ضعف ماسكه و فتور حفظ حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ما نطفه را در رحم جاى داديم و تا چهل روز آنجا سفيد نگاه داشتيم ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ پس قرار داديم آن نطفه سفيد را عَلَقَةً پاره خون سرخ بسته چهل روز ديگر فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ پس ساختيم آن خون بسته را مُضْغَةً آن مقدار گوشتى كه به يك بار بخايند چهل روز ديگر فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ پس گردانيديم