تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣١ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
و يا از ديوان گمراه سازنده و سدى گفته كه مراد بمجرمين جماعت سالفهاند كه كفار به ايشان اقتدا نموده باشند و ابن جريح فرموده كه مراد ابليس و قابيلاند چه قابيل اول كسى بود كه ابتدا قتل و انواع معاصى نمود
فَما لَنا پس نيست ما را اكنون هيچ كس مِنْ شافِعِينَ از شفاعت كنندگان چنانچه مؤمنانرا هست از ملائكه و انبياء وَ لا صَدِيقٍ و نه دوستى حَمِيمٍ مهربان و با شفقت هم چنان كه ايشان را هست و اين مشتق است از حامد بمعنى خاصه كه بمعنى صديق خاص است و در قوة القلوب و بعضى ديگر از تفاسير آوردهاند كه حميم در اصل هميم بوده ها را به حا بدل كردهاند جهت قرب مخرج و هميم از اهتمام مأخوذ است يعنى باريكه در آن روز اهتمام كند در مهم كافران و شرط دوستى بجا اورد نخواهد بود چه تصادق مخصوص خواهد بود بمؤمنان و اما اهل نار ميان ايشان تعادى و تباغض خواهد بود كما قال اللَّه تعالى الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ و گويند معنى آنست كه نيست ما را شفعاء و صديق حميم از آنان كه ما ايشان را شفعاء و اصدقاء خود ميدانستيم چه اعتقاد ايشان آن بود كه اصنام شفعاء ايشان باشند نزد خداى و شياطين الانس اصدقاى ايشان باشند در آن روز و يا آنكه مراد اين باشد كه چون ايشان در مهلكه عذاب افتند بدانند كه شفعاء و اصدقاء نفع نخواهند داد ايشان را و دفع عذاب از ايشان نخواهند نمود پس مراد بنفى شفعاء و اصدقاء نفى آن چيزيست كه متعلقست بآن از نفع چه آنچه نفع نرساند در حكم معدوم است و جمع شافع و وحدت صديق بجهت كثرت شفعاء است در عادت و قلت صديق و يا بجهت اطلاق صديق بر جمع مانند عدو چه آن در اصل مصدر است چون حنين و صهيل و بدانكه كفار اين سخن را وقتى گويند كه پيغمبران و مؤمنان گناهكاران اهل ايمان را شفاعت كنند چنان كه جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كند كه رسول (ص) فرمود كه چون اهل بهشت در بهشت قرار گيرند بعضى از ايشان گويند كه بار خدايا حال صديق من فلان چيست خطاب آيد كه وى در دوزخ گرفتار است بجزاى گناه خود اين مؤمن زبان بشفاعت گشوده گويد بار خدايا چه شود اگر بكرم عميم خود او را بمن بخشى حقتعالى فرمايد كه او را بتو بخشيدم پس بملائكه امر نمايد كه اخرجوا له صديقه الى الجنة بيرون آوريد براى او صديق او را از دوزخ و ببهشت رسانيد كفار چون بينند كه عصاة مؤمنين بشفاعت اصدقا از دوزخ خلاص شدهاند و ببهشت رفتند و همين ايشان در دوزخ ماندند گويند كه فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ عياشى به اسناد خود از حمران بن اعين نقلكرده كه ابو عبد اللَّه (ع) فرمود كه
و اللَّه لنشفعن لشيعتنا و اللَّه لنشفعن لشيعتنا و اللَّه لنشفعن لشيعتنا حتى يقول الناس
و بروايت ديگر
حتى يقول عدونا فما لنا من شافعين و لا صديق حميم
يعنى آن حضرت سه بار تكرار فرمود كه بخدا