تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٨ - سوره الأنبياء(٢١) آيات ٩٠ تا ٩٩
در خدمت آن حضرت بشرف شهادت مشرف شود حق تعالى او را زنده گرداند و وى را بتمناى خود رساند و مصداق آنكه مراد بآيه رجوعست بدنيا اين است كه حقتعالى خروج ياجوج و ماجوج را در دنيا كه از علامات قرب قيامت است غاية آيه مذكوره گردانيده فرموده حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يعنى هلاك شدگان و مردگان ممتنعست كه بازگردند تا وقتى كه گشاده شود يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ سد ياجوج و ماجوج يعنى آن سد را بگشايند رجعت واقع شود و بصحت پيوسته كه خروج مهدى (ع) بعد از خروج دجال و دابة الارض و ياجوج و ماجوج و نزول عيسى (ع) باشد و بعد از آنكه دجال و دابة الارض و ياجوج و ماجوج را بكشند مدت مديد پادشاهى كند و عالم را پر از عدل و داد كند هم چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد و از جمله اخبار اين حديث مشهور است ميان مخالف و مؤالف
قال النبى (ص) لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول اللَّه تعالى ذلك اليوم حتى يخرج رجل من اهل بيتى اسمه اسمى و كنيته كنيتي يملأ الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا
يعنى اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز حقتعالى آن روز را دراز گرداند تا بيرون آيد مردى كه نام او نام من باشد و كنيت او كنيت من پر گرداند زمين را از داد و عدل هم چنان كه پر شده باشد از ظلم و جور و حذيفة اليمانى از حضرت رسالت (ص) روايت كرده كه از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود اول علامتى كه در آخر الزمان واقع شود خروج دجال باشد و بعد از آن خروج دابة الارض و بعد از آن خروج ياجوج و ماجوج و بعد از آن عيسى (ع) از آسمان فرود آيد و اين نزديك خروج مهدى بود و بعد از آن كه مهدى بدرجه شهادت برسد آتشى از قعر عدن بيرون آيد و همه مردمان را بمحشر راند و در كشف الغمه آورده كه من جمله از علامات قيام القائم
اموات نبشرون من القبول حتى يرجعوا الى الدنيا فيتعارفون فيها و يتزاوجون
يعنى و از جمله علامات ظهور صاحب الزمان آنست كه مردگان از گورها زنده شده باشند و بدنيا رجوع كنند و يكديگر را بشناسند در آن و بيكديگر متزوج و بنا بر آنكه مراد رجوع باشد در آخرت فتح ياجوج و ماجوج اشارتست بوقوع قيامت از قبيل تسميه مشروط باسم شرط يعنى ممتنعست كه موتى رجوع كنند و زنده گردند تا آنكه قيامت قائم شود و اكثر مفسرين باين تفسير كردهاند و بدانكه حتى متعلقست بحرام يا بمحذوفى كه سوق كلام دالست بر آن يا بلا يرجعون اى يستمر الامتناع او الهلاك او عدم الرجوع الى ظهور شرايط الساعة او الى قيام الساعة و حتى حرف ابتدا است نه عاطفه و جاره و آنچه بعد از او است از جمله شرطيه كلام محكيست و ياجوج فاعل فتحت است بحذف مضاف اى فتح سد ياجوج و ماجوج هم چنان كه حذف مضاف در قوله على قرية كه بمعنى اهل قريه است و ياجوج و ماجوج اسم دو قبيلهاند از جنس انس و در روايت آمده كه