تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٥ - سوره الشعراء(٢٦) آيات ٨٠ تا ٨٩
مىفرمايد تا قوم دست از عبادت ما لا يضر و لا ينفع كشيده بعبادت او سبحانه ميل كنند و ميگويد كه الَّذِي آفريدگار عالم آن كسيست كه خَلَقَنِي بيافريد مرا و از عدم بوجود آورد فَهُوَ يَهْدِينِ پس او راه مينمايد مرا براستى در قول و فعل و يا بيافريد مرا براى اقامت حق و راه مينمايد بدعوت خلق و يا خلق كرد مرا بجهت طاعت و هدايت بخشيد بوسيله آن بجنت و يا هدايت ميبخشد بامور معاش و معاد كما قال وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى هدايتى از مبدء ايجاد تا منتهاى اجل كه متمكن باشد بآن ز جلب منافع و دفع مضار و مبدء آن نسبت بانسان هدايت چنين است بامتصاص دم طمث در رحم تا آنكه او را بطريق جنت و تنعم بلذات آن منتهى ميسازد و ذكر فا براى افاده سببيه است اگر موصول مبتدا باشد و يا براى عطفست اگر صفت رب العالمين باشد و اختلاف نظم بجهت تقديم خلقت و استمرار هدايت وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي و او آن كسيست كه ميخوراند مرا غذايى كه قوام اجزاى بدن من است وَ يَسْقِينِ و ميآشامد مرا آبى كه موجب تسكين عطش و سبب تربيت اعضاى منست اينجمله موصوله بر تقدير اينكه موصول اول مبتدا باشد مبتداى محذوف الخبر است بجهت دلالت ما قبل بر آن و همچنين است دو موصول ديگر كه بعد از اينند و تكرير موصول بر هر دو وجه بجهت دلالت است بر آنكه هر يك از صلات مستقلند باقتضاى حكم در عين المعانى آورده كه مراد طعام الفت و شراب زلفى است و صاحب بحر فرموده كه طعام عبوديتست كه دلها بآن زنده بود و شراب طهور تجلى بصفت ربوبيت كه ارواح بآن تازه باشند و در كشف الاسرار از ذو النون مصرى نقل ميكند كه اينطعام طعام معرفتست و اين شراب شراب محبت و اين بيت از او منقولست
|
كه شراب المحبة خير الشرا |
ب و كل السراب سواه سراب |
|